شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tāl
tal  |

تال

معنی: تال . (اِ) طبق مس و برنج و نقره و طلا و امثال آن . (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (انجمن آرا). مأخوذ از هندی . طبق مس و نقره و طلا و جزآن . (ناظم الاطباء). سینی فلزی . (فرهنگ نظام ). این لفظ مفرس از «تهال » هندی است و حرف «ها» در آن نیم تلفظ است که در زبان فارسی نیست از این جهت به «تال » مفرس گشته . لفظ مذکور را فقط شعرای فارسی که در هند بودند یا هند را دیدند استعمال کردند و در واقع هندی است نه فارسی و من برای این ضبط کردم که در شعر امیرخسرو و نثر ظهوری آمده است . (فرهنگ نظام ) :
ز سیری بس که هندو سیرخور شد
همه تال برنجش تال زر شد.
امیرخسرو (از فرهنگ جهانگیری ).
|| نام سازی است در هند که از روی سازند. (آنندراج ). دو پیاله ٔ کوچک کم عمق باشد از برنج که خنیاگران هندوستان بهنگام خوانندگی آنها را برهم زنند و بصدای آن اصول نگاه دارند و رقص کنند. (از برهان ) (انجمن آرا)(فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). در میان ایرانیان زنگ نام دارد. (انجمن آرا). واکنون ما آنها را زنگ می گوئیم . (ناظم الاطباء). زنگی که رقاصان به انگشتان خود بسته وقت رقص برهم زنند. (فرهنگ نظام ). این لفظ هندی است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در این معنی هم هندی است و شعرای فارسی هند آن را استعمال کرده اند. (فرهنگ نظام ) :
دگر ساز برنجین نام آن تال
بر انگشت پریرویان قتّال
گرفته چون پیاله تال در دست
نه از می از سرود خویشتن مست .
امیرخسرو(از فرهنگ جهانگیری ).
فرورفته در مغز ارباب حال
شراب خم مندل از جام تال .
ظهوری (از آنندراج ).
|| روی که بعربی صفر خوانند. (برهان ). برهان و مقلدانش روی را که فلزی است ، از معانی این لفظ قرار دادند که به هیچ وجه ثابت نیست . (فرهنگ نظام ).
... ادامه
569 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [هندی] [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 431
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tal
ترکی
tal
فرانسوی
tal
آلمانی
tal
اسپانیایی
tal
ایتالیایی
tal
عربی
تل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «تال» به معنای «دره» یا «گودال» در زبان فارسی است. در اینجا به بررسی برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه می‌پردازیم:

  1. نماد نویسی: کلمه «تال» به صورت درست باید با «ت» و «الف» و «ل» نوشته شود.

  2. قید و وصف: برای توصیف یا قید کردن «تال» می‌توان از صفات و قیدهای مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:

    • «تال وسیع»
    • «تال عمیق»
  3. ترکیبات: این کلمه می‌تواند در ترکیب با سایر کلمات قرار گیرد. مثل:

    • «تالاب» (مجموعه‌ای از تال‌ها)
    • «تال‌های کوهستانی»
  4. جنس کلمه: «تال» یک اسم است و جنس آن مذکر است. در جملات باید به این نکته توجه شود.

  5. نقش در جمله: «تال» می‌تواند به عنوان مبتدا، مفعول، یا خبری در جمله به کار رود. برای مثال:

    • مبتدا: «تال زیبا است.»
    • مفعول: «ما به تال رفتیم.»
  6. قوانین انشا و جمله‌سازی: هنگام نوشتن جملات با استفاده از «تال»، باید به ساختار و انسجام جملات توجه شود تا مفهوم به درستی منتقل گردد.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه «تال» به طور صحیح و موثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در حیاط خانه ما یک تال بزرگ و زیبا وجود دارد که همیشه پر از آب و ماهی‌های رنگارنگ است.
  2. با صدای آرام آب که از تال می‌گذشت، احساس آرامش و سکوت عمیقی داشتم.
  3. بچه‌ها در کنار تال بازی می‌کردند و میخندیدند، در حالی که پرندگان بر فراز آن پرواز می‌کردند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری