شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tāl
tal  |

تال

معنی: تال . (اِ) نام درختی است در هندوستان شبیه بدرخت خرما. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). که آن را درخت ابوجهل نیز گویند. (برهان ). و برگ آن را زنان برهمن در شکاف گوش نهند یعنی نرمه ٔ گوش را بشکافند و آن برگ را پیچند و در آن شکاف گذارند. (برهان ). رجوع به فرهنگ جهانگیری و انجمن آرا و ناظم الاطباء و فرهنگ نظام شود. و برهمنان کتابهای خود را از برگ آن درخت سازند و با نوعی از قلم فولادی بر برگ آن درخت چیزی نویسند. (برهان ). رجوع به فرهنگ جهانگیری و ناظم الاطباء شود. برگ آن در قدیم بجای کاغذ استعمال میشده و اکنون هم در دهات هند استعمال میشود. (فرهنگ نظام ). لفظ مذکور در این معنی هم مفرس از «تار» هندی است که با رای مخصوص هندی است و امیرخسرو و شعرای دیگر آن را استعمال کرده اند. (از فرهنگ نظام ) :
عمیا کسی که دم زد از این صبح ، کاذب است
خفاش لاف نور کجا دارد احتمال
گوش هلال باز توان کرد از این ورق
همچون شکاف گوش برهمن ز برگ تال .
امیرخسرو (از فرهنگ جهانگیری ).
برگ تال را در دیار هند با فوفل و آهک خورند و گویند آن برابر کف دستی است و آن را پان نیز گویند و خوردن آن با فوفل و آهک لب را سرخ کند و آن را تنبول نیز گویند. (انجمن آرا). و رجوع به فرهنگ ناظم الاطباء شود :
زبانش ببازی همی با لگام
تو گفتی زند تال هندی بکام .
فتحعلی خان ملک الشعرا (در مدح اسب ، از انجمن آرا).
رجوع به تامول و تامبول وتانبول و تنبول و پان شود. و آبی از آن درخت حاصل کنند که مانند شراب نشئه دهد. (برهان ). رجوع به فرهنگ جهانگیری و ناظم الاطباء و انجمن آرا و فرهنگ نظام و «تار» (درخت ) شود.
... ادامه
716 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [هندی] [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 431
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tal
ترکی
tal
فرانسوی
tal
آلمانی
tal
اسپانیایی
tal
ایتالیایی
tal
عربی
تل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «تال» به معنای «دره» یا «گودال» در زبان فارسی است. در اینجا به بررسی برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه می‌پردازیم:

  1. نماد نویسی: کلمه «تال» به صورت درست باید با «ت» و «الف» و «ل» نوشته شود.

  2. قید و وصف: برای توصیف یا قید کردن «تال» می‌توان از صفات و قیدهای مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:

    • «تال وسیع»
    • «تال عمیق»
  3. ترکیبات: این کلمه می‌تواند در ترکیب با سایر کلمات قرار گیرد. مثل:

    • «تالاب» (مجموعه‌ای از تال‌ها)
    • «تال‌های کوهستانی»
  4. جنس کلمه: «تال» یک اسم است و جنس آن مذکر است. در جملات باید به این نکته توجه شود.

  5. نقش در جمله: «تال» می‌تواند به عنوان مبتدا، مفعول، یا خبری در جمله به کار رود. برای مثال:

    • مبتدا: «تال زیبا است.»
    • مفعول: «ما به تال رفتیم.»
  6. قوانین انشا و جمله‌سازی: هنگام نوشتن جملات با استفاده از «تال»، باید به ساختار و انسجام جملات توجه شود تا مفهوم به درستی منتقل گردد.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه «تال» به طور صحیح و موثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در حیاط خانه ما یک تال بزرگ و زیبا وجود دارد که همیشه پر از آب و ماهی‌های رنگارنگ است.
  2. با صدای آرام آب که از تال می‌گذشت، احساس آرامش و سکوت عمیقی داشتم.
  3. بچه‌ها در کنار تال بازی می‌کردند و میخندیدند، در حالی که پرندگان بر فراز آن پرواز می‌کردند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری