جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تدبیر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) وضع کردن و اندازه گرفتن . (ناظم الاطباء). || تدبیر ساختن .اندیشیدن . چاره جویی کردن . عاقبت اندیشی : ایشان تدبیر کردند که سوی خاقان ، رسول فرستند و هدیه و ساو و باج بپذیرند تا او بازگردد و در مملکت ایشان فساد نکند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). و محمدبن علی اندرشهر آمد روز آدینه ، و بر مردمان تدبیر کرد که چه باید کرد. (تاریخ سیستان ). جواب داد که نه وقت عتابست قضا کار کرده است تدبیر تلافی باید کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 163). بوسهل نیکو نکرد و حق نعمت خداوند رانشناخت بدین تدبیر خطا که کرد. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 325). روزی چند بیاسود با لشکرها پس تدبیر کرد که لشکرها به اطراف فرستد. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 602). تدبیر آن همی کنم اکنون که برشوم زین چاه زشت و ژرف ، برین بی قرار بام . ناصرخسرو. تدبیر بکن مباش عاجز سر خیره مپیچ بر قژآگند. ناصرخسرو. گر می بکرد خواهی تدبیر کار خویش بس باشد ای بصیر خردمند را وزیر. ناصرخسرو. نامه ای نبشت با پرویز که لشکر روم بسیارند بدین قدر لشکر تدبیر ایشان نتوان کرد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 105). زاد ره هیچ نداریم چه تدبیر کنیم سفری دور و دراز است ولی بی خبریم . خاقانی . هر دو تشویر کار اوخوردند باز تدبیر کار او کردند. نظامی . چه تدبیر، از پی تدبیر کردن نخواهم خویشتن راپیر کردن . نظامی . بدینسان روزها تدبیر کردند گهی عشرت گهی نخجیر کردند. نظامی . هرکه بی مشورت کند تدبیر غالبش بر هدف نیاید تیر. سعدی . گفتا بجرم آنکه به هفتادسالگی تدبیر سور می کنی و وقت ماتم است . سعدی . گیرم که ز دشمنان بنالی بر دوست چون دوست جفا کند چه تدبیر کنی ؟ سعدی . devise, contrive, meditate, compass, design, machinate, work out, to devise اختراع، توريث بوصية، هبة أو عطية، استنبط، ابتكر، دبر، صمم، ورث درست کردن، تعبیه کردن، اختراع کردن، تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، نقشه کشیدن، دور زدن، مدار چیزی راکامل نمودن، جهت کردن، طرح کردن، تخصیص دادن، دسیسه کردن، حل کردن، از کار دراوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن
کلمه "تدبیر کردن" به معنای اندیشیدن، برنامهریزی یا ساماندهی است. در زیر به قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نحوه نوشتن: کلمه "تدبیر" به عنوان یک اسم، و "کردن" به عنوان فعل به کار میروند. این ترکیب به معنای عمل انجام دادن تدبیر است.
ساختار جمله: این کلمه میتواند بهعنوان فعل در جملات به کار رود. بهعنوان مثال:
"او همیشه تدبیر میکند تا مشکلاتش را حل کند."
"ما باید برای آیندهمان تدبیر کنیم."
حروف اضافه: در بعضی مواقع، ممکن است برای بیان بهتر معنا، از حروف اضافه استفاده شود:
"تدبیر در امور اقتصادی لازم است."
"تدبیر کردن برای موفقیت ضروری است."
زمان فعل: "تدبیر کردن" را میتوان در زمانهای مختلف به کار برد. مثلاً:
"باید تدبیر کرد." (حال)
"تدبیر کردهایم." (گذشته)
"تدبیر خواهیم کرد." (آینده)
مخالف با تدبیر: از آنجا که تدبیر به معنای اندیشیدن و برنامهریزی است، میتوان کلمههایی مانند "بیبرنامهگی" یا "بیتدبیری" را بهعنوان مخالف آن در نظر گرفت.
بهطور کلی، "تدبیر کردن" به عنوان یک فعل مثبت به کار میرود و در نوشتار و گفتار رسمی و غیررسمی قابل استفاده است.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: درست کردن، تعبیه کردن، اختراع کردن، تفکر کردن، اندیشه کردن، قصد کردن، سربجیب تفکر فرو بردن، نقشه کشیدن، دور زدن، مدار چیزی راکامل نمودن، جهت کردن، طرح کردن، تخصیص دادن، دسیسه کردن، حل کردن، از کار دراوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن