جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تقدیم . [ ت َ ] (ع مص ) در پیش شدن و فرمودن . (تاج المصادر بیهقی ). در پیش شدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). پیش درآمدن ، منه قوله تعالی : لا تقدموا بین یدی اﷲ و رسوله . (قرآن 1/49) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پیش درآمدگی و پیش روی و پیش آمدگی . (از ناظم الاطباء). فراپیش شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || پیش فرستادن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در پیش کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (دهار). پیش داشتن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پیش افکندن . جلو انداختن . ضد تأخیر. (یادداشت ایضاً). مقدم داشتن : کاین هر دو جدا نیست ز یکدیگر دانم چون شاید تقدیم یکی بر دو دیگر. ناصرخسرو. آنچنان آثار مرضیه و مساعی حمیده که در تقدیم ابواب عدل و سیاست سلطان ماضی ... ابوالقاسم محمود راست . (کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال و تلفیق آیات ... تقدیم نموده اند. (کلیله و دمنه ). و در آن تقدیم و تأخیر صورت نبندد. (کلیله و دمنه ). و همت مردمان از تقدیم حسنات قاصر گشته . (کلیله و دمنه ). هر آنچه توقع افتد از ترتیب و ترحیب و اکرام و انعام و تفخیم و تقدیم درباره ٔ تو به اتمام رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 264). به تقدیم لطف به رعایت مهمات حاج و اقبال ، بر ابواب عدل و توفیر بر تیمارداشت رعیت نام نیک اندوخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 314). || در بیت ذیل بمعنی پیشی و برتری آمده است : ای ز تو برده منعمان نعمت ای ترا بر مقدمان تقدیم . مسعودسعد. || سوگند خوردن ، یقال : قدمت یمیناً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). || دلیر گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اقبال مرد بر عملی . (اقرب الموارد). || امر کردن کسی را بکاری : قدمت الی فلان بکذا؛ امرته به . (اقرب الموارد) (از مصباح ). || (اِ) پیشکش . (ناظم الاطباء). پیش کش کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). 1- اهدا، پيشكش، تسليم، نثار
2- اهدا كردن، پيشكش كردن، هديه دادن
3- پيش انداختن
4- پيش فرستادن
5- نزديكبودن
6- مقدم داشتن offer, present, presentation, proffer, dedication عرض، اقتراح، عرض تقديم، سعي، قدم، اقترح، قدم قربانا، قدم سيكارة، أبدى إستعداده، عرض سعرا، قدم إقتراحا، عرض للبيع، يعرض özveri dévouement hingabe dedicación dedizione پیشنهاد، ارائه، عرضه، پیشکش، زمان حال، هدیه، زمان حاضر، تحفه، معرفی، بیان، نمایش
عرض|اقتراح , عرض تقديم , سعي , قدم , اقترح , قدم قربانا , قدم سيكارة , أبدى إستعداده , عرض سعرا , قدم إقتراحا , عرض للبيع , يعرض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تقدیم" در زبان فارسی به معنای «عرضه کردن» یا «مقدمهچینی کردن» است و در متون و جملات مختلف به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
قید کلمه: "تقدیم" معمولاً به عنوان فعل و در بعضی موارد به عنوان اسم به کار میرود. به عنوان مثال:
"این نامه را به شما تقدیم میکنم."
"تقدیم نامه به رئیس."
استفاده در جملات: میتوان از "تقدیم" در جملات رسمی و غیررسمی استفاده کرد. در جملات رسمی معمولاً به عنوان بخشی از مقدمه یا آغاز یک متن به کار میرود.
"این آثار را با احترام به شما تقدیم میکنم."
نوشتن رسمالخط صحیح: این کلمه به صورت درست "تقدیم" نوشته میشود و باید از اشتباهاتی مانند نوشتن "تقدیم" بهطور نادرست پرهیز کرد.
فعل متعدی: "تقدیم" معمولاً نیاز به مفعول دارد و به همین دلیل پس از آن معمولاً مفعولی قرار میگیرد:
"اینجا مجموعهای از آثار فرهنگی را تقدیم میکنم."
اجازه ندادن: در نوشتار رسمی ایرانی، استفاده از عبارات محترمانه و مودبانه در کنار "تقدیم" نیز اهمیت دارد. به بیان دیگر، ممکن است قبل از "تقدیم" از واژههای محترم مانند "با احترام" یا "با کمال ارادت" استفاده شود.
این نکات میتوانند به شما در استفاده صحیح از کلمه "تقدیم" در نگارش و مکاتبات کمک کنند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تقدیم" در جمله آورده شده است:
من هدیهای برای تولد دوست عزیزم تهیه کردهام و آن را به او تقدیم میکنم.
در مراسم سالگرد استقلال کشور، رئیسجمهور بیانیهای را تقدیم ملت کرد.
معلم پروژههای دانشآموزان را جمعآوری کرده و به اداره آموزش و پرورش تقدیم نمود.
او عشق و محبتش را بدون هیچگونه قید و شرطی به خانوادهاش تقدیم کرده است.
نویسنده، کتاب جدیدش را به تمامی عاشقان ادبیات تقدیم کرده است.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پیشنهاد، ارائه، عرضه، پیشکش، زمان حال، هدیه، زمان حاضر، تحفه، معرفی، بیان، نمایش
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر