جاری کردن
licenseمعنی کلمه جاری کردن
معنی واژه جاری کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
488
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to flow
عربی
تدفق | سال , جرى , فاض , ارتفع , حدث , تهدل , تدلى , صب , غمر , انتشر , للتدفق
