جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جان ستدن . [ س ِ ت َ دَ ] (مص مرکب ) جان را گرفتن . کشتن . قبض روح کردن . جان ستادن ، چنانکه عزرائیل : که مرا فرمود حق کامروز هان جان او را تو به هندستان ستان چون به امر حق به هندستان شدم دیدمش آنجا و جانش بستدم . مولوی . to die مات، تخمد، تحرق شوقا، أصبح لا مباليا، أصبح أقل تعرضا، مات من الجوع، للموت
مات|تخمد , تحرق شوقا , أصبح لا مباليا , أصبح أقل تعرضا , مات من الجوع , للموت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
قواعد فارسی و نگارشی برای کلمه "جان ستدن" به چند نکته اصلی اشاره دارد:
شکل صحیح نوشتاری: شکل درست این عبارت "جان دادن" است نه "جان ستدن". که به معنای فدای جان کردن یا مرگ است.
معنی: "جان دادن" به معنای از دست دادن زندگی به علت یک واقعه یا عمل خاص است. این عبارت معمولاً برای توصیف فداکاری یا مرگ در شرایط خاص به کار میرود.
استفاده در جملات: این عبارت میتواند در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:
او برای حفظ میهنش جان داد.
در هنگام جنگ، بسیاری از مردم جان خود را برای آزادی فدای کردند.
قواعد نگارشی: در نوشتار فارسی، باید توجه داشت که کلمات و عبارات باید به درستی و با املای صحیح نوشته شوند، و به ویژه در نوشتار رسمی باید از زبان معیار استفاده کرد.
توجه به فرمهای دیگر: "جان دادن" میتواند به شکلهای مختلفی نیز بیان شود، مانند "فدای جان شدن" یا "از جان گذشتن"، که هر کدام معانی خاص خود را دارند.
اگر سوال یا نکته خاصی درباره این عبارت یا دیگر اصول نوشتاری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر