شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

setadan
to set  |

ستدن

معنی: ستدن . [ س ِ ت َ دَ ] (مص ) پهلوی «ستتن » . گرفتن . دریافت کردن . رجوع کنید به استدن . ستادن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گرفتن . (آنندراج ) (غیاث ) :
کآن تبنگو کاندر آن دینار بود
آن ستد زیدر که ناهشیار بود.
رودکی .
و این ناحیت بستدند و این جا مقیم شدند.
(حدود العالم ).
کس این گنج نتواند از من ستد
بد آید بمردم ز کردار بد.
فردوسی .
از او بستد آن نامه مرد جوان
ز رفتن پر اندیشه بودش روان .
فردوسی .
مینمود اورا کاین از تو توانم ستدن
ره تبه کردن تو خود ز بنه بود گناه .
فرخی .
روز بیکار و روز کردن کار
بستدندی ز شیرشرزه شکار.
عنصری .
نه هر چه یافت کمال از پیَش بود نقصان
نه هر چه داد ستد باز چرخ مینایی .
منوچهری .
ز من مستان ز بی مهری روانم
که چون تو مردمم چون تو جوانم .
(ویس و رامین ).
اشارت کرد سوی بونصر مشکان که منشور و نامه بباید ستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 377). آنچه از او میباید ستد، مبلغ آن بنویسد و به عبدوس دهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 367). صاحب بریدان و قضاة وصاحب دیوان خداوند باشند و مال می ستانند و بما میدهند به بیستگانی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 514).
همی بستد سنان من روان ها همچو بویحیی
همی برشد کمیت من بتاری همچو کرّاتن .
فرقدی .
یک درم از کس بناحق نتوانستدی ستدن . (نوروزنامه ).
طالب شاه عادل است جهان
تو نیت خوب کن جهان بستان .
سنایی .
نامه ز منقار مرغ بستد و بر خواند
نعره ٔ تحسین ز خاص و عام برآمد.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 146).
این بگفت و دوات بر من زد
اسب و ساز و سلیح من بستد.
نظامی .
مال یتیمان ستدن کار نیست
بگذر کاین عادت احرارنیست .
نظامی .
انصار دین زمام اختیار از دست ایشان بستدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 286). باریتعالی بسبب سیف الدوله انتقام از ایشان بستد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 206).
دلبر از ما بصد امّید ستد اول دل
ظاهراً عهد فرامش نکند خلق کریم .
حافظ.
- انصاف ستدن ؛ انصاف خواستن . انصاف گرفتن :
بخراسان روم انصاف ستانم ز فلک
کآن ستم پیشه پشیمان بخراسان یابم .
خاقانی .
- بازستدن ؛ بازگرفتن . پس گرفتن :
ز خسرو زیان باز باید ستد
اگر چه زیانست صد بار صد.
فردوسی .
بوسهل زوزنی و دیگران تدبیر کردند در نهان که مال بیعتی و صلتهائی که برادرت امیر محمد داده است باز باید ستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 258).
چودهد ملک خدا باز همو بستاند.
(از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 390).
چون مرا عشق تو از هر دو جهان باز ستد
چه غم از سرزنش هر دو جهانم باشد.
سعدی (بدایع).
- تاوان ستدن ؛ تاوان خواهی کردن : و ما این تاوان مر ادب را بستدیم تا خداوندان اسپ ، اسپ را نگه دارند. (نوروزنامه ).
- جان ستدن ؛ میراندن :
از جمال تو وقت جان ستدن
ملک الموت شرمناک شده .
خاقانی .
یک گهر نَدْهد و بجان ستدن
هر زبان باشدش هزار آهنگ .
خاقانی .
- زبان ستدن ؛ چیز یاد گرفتن .، کمک کردن :
نخست از من زبان بستد که طفل اندر نوآموزی
چو نایش بی زبان باید نه چون بربط زباندانش .
خاقانی .
- واستدن ؛ گرفتن . برگرفتن . برداشتن :
گرخوانده ای سعادت عقبیش رد مکن
ور داده ای مؤنت دنیاش واستان .
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 317).
- || پس گرفتن . بازپس گرفتن :
لیک آن داده را بهشیاری
واستاند که نیک بد گهر است .
خاقانی .
دست بجان نمیرسد تا بتو برفشانمش
بر که توان نهاد دل تا ز تو واستانمش .
سعدی (غزلیات ).
|| تسخیر کردن . گشادن : پرویز گفت ای فاسق ترا با این ملک دادن و ستدن چه کار است . (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). و لشکرگاه روسیان آنجا بود آنگاه که بیامدند و بردع بستدند. (حدود العالم چ دانشگاه ص 162).
این ولایت ستدن حکم خدایست ترا
نبود چون و چرا کس را با حکم اله .
منوچهری .
یک نیمه ٔ گیتی ستد و سیر نباشد
تا نیمه ٔ دیگر بِگِرَد دیر نباشد.
منوچهری .
و آن حصارها بهمه حیلت ها که کردند نیارستند ستدن . (تاریخ سیستان ). بدان حدود رفتند و آن نواحی بستدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). || گدایی . کدیه : ستدن کار گدایان و بی همتان باشد. (کیمیای سعادت ).
رجوع به استدن و ستادن شود.
... ادامه
710 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [پهلوی: statan] ‹استدن› [قدیمی]
مختصات: (س تَ دَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 514
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to set
ترکی
kurmak
فرانسوی
mettre en place
آلمانی
einstellen
اسپانیایی
establecer
ایتالیایی
impostare
عربی
وضع | ضبط , حدد , ثبت , أسس , قرر , بدأ , عرض , استقر , تأهب , أجبر العظم , دخر , استهل , هيأ المائدة , أخرج , حدد موعدا , رتب , ركب , اعتبر , ربط , تلاءم , جمد , روج الإشاعات , تحضن البيض , دبر , سجل رقما قياسيا , حرض , غرب , رصع , إنجبر للعظم , وازن بين , رقص وجها لوجه , لتعيين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

"ستدن" در زبان فارسی به معنی "گرفتن" یا "داشتن" است و در برخی از زمان‌ها و ساختارهای گرامری به کار می‌رود. این کلمه در زبان معیار بیشتر به صورت "داشتن" و "ستت" (به معنای گرفتن) به کار می‌رود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. صرف فعل: "ستدن" به صورت‌های مختلفی صرف می‌شود. توجه داشته باشید که این فعل از نظر صرفی به زمان‌های مختلفی می‌تواند تبدیل شود. برای مثال:

    • زمان حال: می‌ستد (او می‌گیرد)
    • زمان گذشته: ستاند (او گرفت)
    • آینده: می‌ستاند (او خواهد گرفت)
  2. تطابق با ضمایر: در جملات، فعل "ستدن" باید با فاعل جمله تطابق داشته باشد. برای مثال:

    • من می‌گیرم.
    • او می‌گیرد.
  3. استفاده صحیح در جملات: کلمه "ستدن" باید در ساختار جملات به درستی به کار رود و با مفعول مناسب به کار رود. مثلاً:

    • من کتاب را می‌گیرم.
    • او هدیه را گرفت.
  4. زبان محاوره و رسمی: در زبان محاوره، ممکن است برخی افراد از شکل‌های غیررسمی این کلمه استفاده کنند. در نوشتارهای رسمی و ادبی، بهتر است از اشکال استاندارد و صحیح استفاده شود.

  5. توجه به نکتۀ معنایی: "ستدن" در بعضی زمینه‌ها ممکن است معنای خاصی داشته باشد. به این نکته باید توجه شود تا از ابهام جلوگیری شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید از "ستدن" به صورت درست و مؤثر در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تصمیم گرفت برای یادگیری زبان جدید به کلاس‌های آنلاین ستدن بپیوندد.
  2. ستدن در یک زمینه خاص می‌تواند به افزایش مهارت‌ها و دانش فرد کمک کند.
  3. من همیشه سعی می‌کنم از روش‌های متفاوت برای ستدن بهره ببرم تا مطالب را بهتر یاد بگیرم.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری