جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جاودان . [ وِ ] (ص ، اِ، ق ) مخفف جاویدان است . (برهان ). همیشه . دایم . (برهان ) (آنندراج ). همواره . باقی . پیوسته . (آنندراج ). همیشگی . (شرفنامه ). جاوید.جاویدان . جاودانه . (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع بکلمات فوق شود. مؤبد. ابدی . پاینده . مخلد. خالد. جاودانی . پایدار : همه نیکویی پیشه کن گر توان که بر کس نماند جهان جاودان . فردوسی . چو گشتاسب می خورد بر پای خاست چنین گفت کای شاه با داد و راست بشاهی نشست تو فرخنده باد همان جاودان نام تو زنده باد. فردوسی . که شاه جهان جاودان زنده باد که ما بازگشتیم پیروز و شاد. فردوسی . ترا جاودان شادمان باد دل ز درد و ز غم گشته آزاد دل . فردوسی . بشادی زیاد و جز او کس مباد جهان را جهان دار تا جاودان . فرخی . همی تا جاودان را نام در تازی ابد باشد ملک محمود را شادی و شاهی جاودان باشد. فرخی (از آنندراج ). سخنگوی جان جاودان بودنی است نه گیرد تباهی نه فرسودنی است . اسدی . بدست آور از آب حیوان نشان بخور زو و پس شاد زی جاودان . اسدی . در این فانی اگرنیکی گزینی از این فانی برآید جاودانت . ناصرخسرو. باد چون جان جاودان عمرش که من جان بر او هم جاودان خواهم فشاند. خاقانی . تا طراز ملک را نام است نامش باد و بس بر طراز ملک نقش جاودان انگیخته . خاقانی . خفته بودم همتم بیدار کرد این ریاضت جاودان خواهم گزید. خاقانی . نیست جهانم بکار بی در میمون تو ور بودم فی المثل عمر در اوجاودان . خاقانی . بر دیده ٔ خویش چون کبوتر جز نام تو جاودان مبینام . خاقانی . ندارد جاودان طالع یکی خوی نماند آب دایم دریکی جوی . نظامی . تو دایم مان که صحبت جاودان نیست من ار مانم و گر نه باک از آن نیست . نظامی . تا بتوانی خسته مگردان کس را بر آتش خشم خویش منشان کس را گر راحت جاودان طمع میداری میرنج همیشه و مرنجان کس را. عطار. فقر از اینرو فخر آمد جاودان که بتقوی ماند دستش نارسان . مولوی (مثنوی ). جاودان قصر تعالیت چنان باد که مرغ نتواند که بر آن جای کند غیر همای . سعدی . زانکه از عمر جاودان با پیر با جوانیش یک نفس خوشتر. ابن یمین . وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به . حافظ. دلا دایم گدای کوی او باش بحکم آنکه دولت جاودان به . حافظ. || (اصطلاح فلسفه ) اسپینوزا در میان فلاسفه ٔ قائل به ماوراءالطبیعه بصورت قاطعی اندیشه ٔ «جاودانی » را به اندیشه ٔ «وجود مطلق » یا «کون جامع» که خود با اندیشه ٔ «خدا» مربوط است پیوسته می داند. بنظر او کون جامع فارغ و خارج از زمان میباشد و «جاودانی » مظهریست از مظاهر «مدت » . جهان اگر بدینصورت نگریسته شود مسأله ٔ «جاودانی » قابل بحث است . «فنومنیست های عقل گرای » چون «رنوویه » معتقدند که جهان را نباید یک «جاودانی » نامعقول انگاشت . فنومنیست های تجربی » چون «استوارت میل » معتقدند که فرض یک زمان لایتناهی غیرقبال پذیرش نیست . (از لاروس ). || آن جهان . (شرفنامه ٔ منیری ) (برهان ). پايا، جاويدان، سرمد، فناناپذير، مخلد، مدام، مستدام فاني eternal, everlasting, living, sempiternal, self-perpetuating أبدي، سرمدي، مؤبد، الأبدية sonsuz éternel ewig eterno eterno ابدی، ازلی، جاوید، همیشگی، دائمی، زنده، جاندار، در قید حیات، حی، رخ دهنده دومرتبه در هفته
eternal|everlasting , living , sempiternal , self-perpetuating
ترکی
sonsuz
فرانسوی
éternel
آلمانی
ewig
اسپانیایی
eterno
ایتالیایی
eterno
عربی
أبدي|سرمدي , مؤبد , الأبدية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جاودان" در زبان فارسی به معنی ابدی، همیشگی و پایدار است. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش متنهای مرتبط با آن، به چند نکته و قاعده زیر توجه کنید:
جایگاه کلمه: "جاودان" معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند قبل از اسم بیاید. به عنوان مثال: "عشق جاودان"، "دوستی جاودان".
توافق صفت و اسم: در صورتی که "جاودان" به اسم مفرد مذکر یا مؤنث نسبت داده شود، باید مطابق با آن جنس کلمه استفاده شود: "عشقهای جاودان" یا "دوستیهای جاودان".
کلمات همخانواده: کلمه "جاودان" از ریشه "جاود" است. توجه به کلمات همخانوادهای مثل "جاودانگی" (ابدیت) و "جاودانه" (به معنای ابدی) هم مفید است و میتواند به غنای متن کمک کند.
نقش در جملات: "جاودان" میتواند به عنوان صفت در جملات توصیفی و توصیفکننده استفاده شود. به عنوان مثال: "حقیقتی جاودان که هرگز تغییر نمیکند".
استفاده شعری: در ادبیات، به خصوص شعر، "جاودان" میتواند به عنوان یک عنصر زبانی برای خلق تصورات عمیق و احساسات ابدی به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوانید به طور مؤثر از کلمه "جاودان" در نگارش خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "جاودان" در جمله آوردهام:
عشق حقیقی یک احساس جاودان است که هرگز محو نمیشود.
آثار هنری بزرگ اغلب دارای زیبایی جاودان هستند که در طول زمان همچنان تاثیرگذار میمانند.
داستانهای افسانهای معمولاً به مفاهیم جاودانی چون عدالت و محبت میپردازند.
برخی از مفاهیم فلسفی به دنبال جستجوی حقیقتهای جاودان در زندگی انسان هستند.
طبیعت با زیباییهای جاودان خود، الهامبخش هنرمندان و شاعران در طول تاریخ بوده است.
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ابدی، ازلی، جاوید، همیشگی، دائمی، زنده، جاندار، در قید حیات، حی، رخ دهنده دومرتبه در هفته