شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

great eternal  |

جاودان کبیر

معنی: جاودان کبیر. [ وِ ن ِ ک َ ] (اِخ ) جاودان نامه سومین اثر فضل اﷲ حروفی است و از کتب مقدسه ٔ حروفیه بشمار است . رجوع به حروفیه در همین لغت نامه شود. در این کتاب که بلهجه ٔ استرآبادی است لغات محلی بسیار موجود است که برخی از آنها در ذیل ذکر میگردد: آمی بو، آمده بود. آمین ، آمدن . آو، آب . آوی ، آبی . آوین ، آوردن . آینه ، آدینه . اَ، آن ، این . از اونه ، از اوست . اژر، از این رو. اژرا، ازیرا. اَژه َ، از آن . اسپید، سفید. اکه ،اینکه . اگر. اکی ، کرد. ال ص م ن م ، الصلوة خیرمن النوم امّی ، امّی بودن پیغمبر یعنی منسوب بودن او بام ُ الکتاب یعنی سوره ٔ الحمد است و «ی » در امی یاء نسبت است . اَو، آب . انداتن ، انداختن . اُوی َ، این است ، اوست . ببو، بشود. ببی ، ببود = شد. بتاشند، بتراشند. بخوازه ، بخواهد. براه ، برای . برأاکه ، برای اینکه . بره ، بر این ، بر آن . بزان ، بدان . بصرا، بصورت . بکاردنه ، بگرداند. بکی ، کُنی = بکرد. بند، بُوَند. باشند. بو، هست . بووُ، بدوُ، باوُ. بیبو، بَشد. شد. بیر، پدر.
بیست و هشت . مجموع جمل اذان صبح است که هفده است و قامت که یازده است و نیز مجموع 17 رکعت نماز است با 11 رکعت نماز شب حضرت رسالت که از عایشه منقول است و عدد منازل قمر است .
بیشتند، بایستند. بیشستی ، بایستد. بیکرند، بکنند. بِین ، بودن . بین َ، بُردن . بنیکو کن ، به نیکو کردن . بینیکوساتن ، بی نیکو ساختن . پانزده ، همه ٔ اذانهاست بجز اذان صبح .
پنجاه . عدد حروف عربی بضمیمه ٔ نقطه های آن است (فرض علی خمسون صلوة فی کل یوم و لیلة. حدیث ).
تع، تعالی . جَن ، زن . جوا، جدا. جه ، دَرَجَه . چهارده ، عدد حروف طه است . چی ، چیز.حضرت ، خدا. حم ، حامیم . ح ، حا. خنان ، آنان . اینان . خنانه ، آنها را. خو، خود، تو، او. خو، خواب . خوا، خدای تعالی . خوازه ، خواهد. خوشتنه ، خویشتن را. خونان ، آنان ، اینان . خوند، خویشند = خویشتن اند. خوین ، ش مفعولی . خوین ، خاکه . دَ، آدم ، دحیه ٔ کلبی . دبو، بود. درآ،درآید. دروچه ، دریچه . دره ، در این . دشی ، دَر شود. دقه ، دقیقه . دیامی ، درآمد. دِیرَ، دیگر. دیران ، دیگران . دیم ، وَجه ، روُی . زوان ، زبان . ژا، ژِ. ساتن ، ساختن . ساتی ، ساخته . ش ، عَرش ، شَکل . ش س ، قسمتهای فلک البروج . شو، شب . شُوَن ، شُدَن . ص َ، نماز، صلوة. صر، صورت . ص ، صورت . طط، قطط. علمسآ، علم ّ آدم الاسماء. عث ، علیه السلام ، محمد. عیسه ، عایشه . ق ، حوّا، اُم ّ. قطط، شدیدالجعوده . ک ، کلمه . کت ، رکعت . کیتبذ، نویسند. کُن ، 9 (کاف ) (حروف و نقطه 4) نون (حروف و نقطه 5).
کو، آنجا؟ کی ، کرد، کند. کین ، کَردَن . ثکا، گ . گوشتمند، مجسم . احد، الحمد.الف لام میم . مار، مادر. ماران ، مادران . مایه ، ماده .مر، امرد. مرطط، امرد قطط. مصابیح ، و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح (قرآن 12/41). و حفظناها من کل شیطان رجیم (قرآن 17/15).
مکره ، می کند. موا، میگوید. مویند، میگویند. نزانه ، نداند. نشه بین ، نشودبودن . نی . نیست ، این . نیبره ، نَبَرد. نیتان ، نتوان . نیخوانه ، نخواند. نیزانه ، نداندش ، نداند. نیرسه ، نرسد. نیشه ، نشود، نمیشود. واتی ، گفت و گوید. واتی . گوید = گفت . وادیامی ، بدرآمد. واره ، گوید. وانگ ، بانگ . وجه ، 14. وراسه ، برآید. ورپریدن ، برخاستن . وم ، والسلام . ونان ، نهند. وینه ،بیند. وینی ، انف ، بینی . وین ، به بینی . هاده ، بدهد. هادی ، بدهی . هدی ، دهد.
هفتاد و هفت 17 اذان صبح + 15 ظهر + 15 عصر + 15 مغرب +15 عشاء آخر است و مجموع حروف مقطعه ٔ قرآن مکرر و غیرمکرر (مجموع جمل )
همازن
ی
ی
همچنان . همچنانکه .
هماژن
ی
همیاسه ، همی آید. هی ، یک . هی ، ها. هیاره ، یک بار. هیتن ، یک تن . کسی . ی ، حرف . یا. را.
یازده . کلمات اقامت است (2 اﷲاکبر،1 اشهد ان لا اله الا اﷲ، 1 اشهد ان محمداً رسول اﷲ، 1 حی علی الصلاة، 2قد قامت الصلوة، 2 اﷲاکبر 1 لااله الااﷲ).
یه . 11= انی رایت أحدعشر کوکباً. و رجوع بماده ٔ ذیل شود.
... ادامه
624 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 297
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
great eternal
عربی
الأبدية العظيمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمات "جاودان" و "کبیر" در زبان فارسی قواعد نگارشی و معنایی خاصی دارند که در زیر به آنها پرداخته می‌شود:

1. جاودان

  • معنی: جاودان به معنای ابدی، همیشگی و بی‌پایان است.
  • قواعد نگارشی:
    • این کلمه معمولاً به عنوان صفت برای توصیف موجوداتی به کار می‌رود که پایدار و دائمی هستند.
    • در ترکیب‌های معنایی، می‌تواند به عنوان صفت با دیگر کلمات نیز ترکیب شود، مانند "زندگی جاودان" یا "عشق جاودان".

2. کبیر

  • معنی: کبیر به معنای بزرگ، عظیم و در برخی زمینه‌ها به معنای مهم و با اعتبار نیز به کار می‌رود.
  • قواعد نگارشی:
    • این کلمه معمولاً به عنوان صفت برای توصیف اشیاء، مفاهیم یا شخصیت‌های مهم و بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    • در متون دینی و فلسفی، ممکن است به عنوان صفتی برای خداوند یا موجودات مقدس نیز به کار رود، مانند "الله کبیر".

نکات نگارشی:

  • هر دو کلمه باید با دقت در متن به کار روند، به‌ویژه هنگام ترکیب آنها با دیگر واژه‌ها. در چنین مواردی، توجه به نوع واژه‌های مجاور و تطابق معنایی آنها ضروری است.
  • استفاده صحیح از این کلمات در جملات کمک به انتقال مفهوم دقیق و روشن به خواننده خواهد کرد.

شما می‌توانید این کلمات را در جملات مختلف استفاده کنید تا با بافت‌های معنایی و نگارشی آنها بیشتر آشنا شوید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری