شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

jad[d]
ancestor  |

جد

معنی: جد. [ ج ُدد ] (ع اِ) جانب هر چیز. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). جانب و سوی هر چیز است . (تاج العروس ) (از قطر المحیط). || مرد بخت مند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد بزرگ بهره . (از قطر المحیط). جَدّ. (از ذیل اقرب الموارد). جدی . (منتهی الارب ). ج ، جُدّون . و جمع مکسر ندارد. (از ذیل اقرب الموارد). || فربهی . (منتهی الارب ) (آنندراج )(تاج العروس ) (قطر المحیط) (شرح قاموس ). آکندگی گوشت . (منتهی الارب ) (شرح قاموس ). بُدن . (قطر المحیط) (ذیل اقرب الموارد). || میوه ای است مشابه به موز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) . میوه ای است مثل میوه ٔ طلح . (شرح قاموس ) (تاج العروس ) (قطر المحیط) (ذیل اقرب الموارد). || چاه میان علفزار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چاهی است در جایگاه پرگیاه . (شرح قاموس ) (قطر المحیط) (اقرب الموارد) (تاج العروس ). چاه در موضع پرگیاه . (از اقرب الموارد) :
ما جُعل الجد الظنون الذی
جنب صوب اللّجِب الماطر
مثل الفراتی اذاماطَمی
یقذِف بالبوصی و الماهر.
این ابیات را اعشی در تفضیل عامر بر علقمه گفته است . (از تاج العروس ). || چاه بسیارآب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط) (اقرب الموارد). چاهی است پرآب . (شرح قاموس ) (تاج العروس ). || چاه کم آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط) (اقرب الموارد). چاهی است کم آب و این از اضداد است . (شرح قاموس ) (از تاج العروس ). آب اندک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط). آبی است کم . (شرح قاموس ) (از تاج العروس ). || آب در کناره ٔ بیابان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط). آبی است در طرف بیابان . (شرح قاموس ) (از تاج العروس ). آب اندک در کنار بیابان . (اقرب الموارد). || آب قدیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (قطر المحیط). آب دیرینه را میگویند. (شرح قاموس ). و این قول ثعلب است و این شعر ابومحمد حذلمی را به همین معنی تفسیر کرده است : ترعَی الی جد لها مکین . (از تاج العروس ). || کنار دریا. (تاج العروس ). بدین جهت که از آب جدا شده است . (از قطر المحیط) (اقرب الموارد).
... ادامه
378 | 0
مترادف: 1- اسلاف، پدربزرگ، سلف، نيا، نياكان 2- بزرگي، عظمت 3- بهره، حظ، نصيب 4- بخت، نيكبختي 5- بينيازي، توانگري
متضاد: هزل، شوخي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: جدّ، جمع: اجداد]
مختصات: ( ~. ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: jadd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 7
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
ancestor | forefather , progenitor , predecessor , grandsire , forerunner , grandsir , grandfather
ترکی
büyük baba
فرانسوی
grand-père
آلمانی
großvater
اسپانیایی
abuelo
ایتالیایی
nonno
عربی
سلف | جد , الجد الأعلى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جد" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد، و از آنجایی که واژه‌ای با بیش از یک کاربرد است، می‌توان به نکات نگارشی و قواعد مربوط به آن اشاره کرد. در ادامه به بررسی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به کلمه "جد" می‌پردازیم:

  1. معانی مختلف:

    • "جد" می‌تواند به معنای پدر بزرگ یا مادر بزرگ به کار رود.
    • همچنین "جد" به معنای "جدول" یا "شبکه" نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
  2. نوشتار:

    • "جد" به صورت جدا نوشته می‌شود و نباید به اشتباه با دیگر واژه‌ها ترکیب شود، مگر در موارد خاص و مورد نیاز.
  3. نشانه‌گذاری:

    • به‌طور کلی، در جملات نباید به‌طور مکرر از کلمه "جد" استفاده کرد، مگر اینکه برای تأکید یا مشخص کردن نکته‌ای خاص باشد.
    • اگر "جد" در متن به عنوان اسم خاص، به عنوان نام فرد یا یک نهاد استفاده شود، ممکن است نیاز به بزرگ نویسی داشته باشد.
  4. جملات:

    • در جملات، "جد" معمولاً به عنوان اسم یا فاعل ظاهر می‌شود. توجه داشته باشید که برای­ نشان دادن نسبت خانوادگی، بهتر است از قیدهای مناسب استفاده کنید.
    • مثال: «پدر بزرگ من (جد) همه ما را بسیار دوست دارد.»
  5. قواعد صرف و نحو:
    • در صورتی که "جد" به معنای جدول یا شبکه باشد، می‌تواند در عبارات و جملات فنی و علمی مورد استفاده قرار گیرد و نیاز به قواعد خاصی ندارد.

به طور کلی، استفاده از "جد" نیازمند دقت در معنا و محل استفاده در جمله است. توجه به این نکات می‌تواند کمک شایانی به درک و نگارش صحیح این واژه در متن‌های مختلف کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای استفاده از کلمه “جد” در جمله آورده‌ام:

  1. جد ما یک مرد بزرگ و با تجربه بود که همیشه نصیحت‌های خوبی به ما می‌کرد.
  2. در کتاب تاریخ، به زندگی جدهای ما و نقش آنها در کشور اشاره شده است.
  3. من با افتخار عکس‌های قدیمی جد و مادرم را در آلبوم خانوادگی نگه‌داشته‌ام.
  4. وقتی به داستان‌های جد خود گوش می‌دادم، حس می‌کردم که او در کنارم است.
  5. جد من در دوران جوانی، کارآفرین موفقی بوده و تلاش‌هایش همواره برای خانواده الگو بود.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال خاصی دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: نیا، پیشرو، نمونه، پدر بزرگ، اسبق، پیر مرد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری