جدایی کردن
licenseمعنی کلمه جدایی کردن
معنی واژه جدایی کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
302
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
break up
عربی
فض | انفصل , حطم , فتت , وضع حد , فكك , تدهور , تجزأ , تساقط , تطور , كسر الثلج , توقف عن شىء , اختتم , انشق
