جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جرد. [ ج َ ] (ع ص ، اِ) جامه ٔ کهنه ٔ سوده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ کهنه ٔ ساییده شده یا جامه ٔ نیمه کهنه یا نیمدار. ج ،جُرود. (متن اللغة) (از اقرب الموارد) : فلاتبعدن تحت الضریحة اعظم رمیم و اثواب هناک جرود. کثیر عزة (از اقرب الموارد). || فرج و نره . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فرج زن و مرد. (از متن اللغة). || سپر. || بقیه ٔ مال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || گروه سواران که برای جنگ دشمن جداکرده شوند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || جای بی نبات . (آنندراج ): مکان جرد؛ جای بی نبات . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). جایگاهی که در آن نبات نباشد. (از متن اللغة). || (مص ) بی نبات کردن قحط، زمین را. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از قطر المحیط). || برهنه ساختن از لباس . این معنی اصلی است . (از متن اللغة) (از قطر المحیط). || قضیب برهنه کردن . (یادداشت مؤلف ). || پوست از چوب کندن . (از متن اللغة) (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). || بی گیاه کردن ملخ زمین را. (ناظم الاطباء) (از تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ). || موی از پوست کندن . (قطر المحیط) (اقرب الموارد). از پوست موی را دور کردن . || پوست بردن از چیزی به چیزی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در عربی به معنی پوست کندن . || در عربی به معنی جراحت نمودن . || در عربی برگ از درخت بازکردن باشد. (برهان ). jared جاريد jared jared jared jared jared
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر