شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

jarad
jared  |

جرد

معنی: جرد. [ ج َ رَ ] (ع اِ) صحرای بی نبات . (منتهی الارب ). زمین بی نبات . (دهار). صحرای بی گیاه . (ناظم الاطباء). فضایی از زمین که در او گیاه نباشد. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || علت پی ستور مانند آماس و ترنجیدگی یا آن به ذال است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ورم پی ستور و آن بطوری بزرگ میشود که او را از راه رفتن باز میدارد. و جرذ با ذال لغتی است در آن . (از متن اللغة). جرذ. رجوع به جرذ شود. || پشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و منه رمی علی جرده و علی اجرده ؛ ای علی ظهره . (از متن اللغة) (از منتهی الارب ). || (مص ) کوتاه وتنک موی گردیدن . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة). || کوتاه موی شدن اسب و آن در اسب پسندیده است . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) :
و الفرس القصیر شعرالجلد
برقة اجرد نجل جرد.
ابوالمناصف (ازاقرب الموارد).
|| خُراج برآوردن پوست مرد از خوردن ملخ . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دردگین شدن شکم از خوردن ملخ . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). و فعل آن بصورت مجهول بکار میرود. (از منتهی الارب ) (از قطر المحیط). || ملخ رسیده شدن کشت . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و این نیز بصورت مجهول بکار میرود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بی گیاه گردیدن زمین . (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || ساییده و نرم شدن لباس . (ازمتن اللغة).
... ادامه
406 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [قدیمی]
مختصات: (جُ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 207
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
jared
ترکی
jared
فرانسوی
jared
آلمانی
jared
اسپانیایی
jared
ایتالیایی
jared
عربی
جاريد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جرد" به معنای "نابود کردن" یا "محو کردن" در زبان فارسی استفاده می‌شود. برای بررسی قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه، به نکات زیر توجه کنید:

  1. صرف و نحو: کلمه "جرد" به صورت فعل و در زمان‌های مختلف (حال، گذشته و آینده) قابل صرف است. برای مثال:

    • فعل گذشته: "او جرد کرد."
    • فعل حال: "او جرد می‌کند."
    • فعل آینده: "او جرد خواهد کرد."
  2. جایگاه کلمه: در جمله، این کلمه معمولاً به عنوان فعل اصلی یا فعل مکمل استفاده می‌شود:

    • "او درختان را جرد کرد."
    • "این کار سبب جرد شدن مدارک شد."
  3. قواعد املایی: در نوشتار فارسی، دقت در نوشتن املای صحیح این کلمه مهم است. املای صحیح آن "جرد" است و باید از نوشتن اشکال دیگر مانند "جردن" پرهیز کرد.

  4. نکات نگارشی:
    • هنگام استفاده از کلمه در جملات طولانی، از ویرگول و سایر علائم نگارشی به درستی استفاده کنید تا جمله واضح و خوانا باشد.
    • اگر این کلمه در متنی رسمی به کار می‌رود، سعی کنید با استفاده از کلمات و عبارات مناسب، شفافیت و سادگی بیان را حفظ کنید.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "جرد" به درستی در نگارش‌ها و گفتارهای خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. جردی با لطافت و زیبایی خاصی به باغچه ما جلوه می‌دهد.
  2. درختان اطراف جرد را پر از گل‌های رنگارنگ کرده‌اند.
  3. او تصمیم دارد تابستان را در جردی دنج و آرام سپری کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری