شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

jorre
jar  |

جره

معنی: جره . [ ج َرْ رَ ] (اِ) خمچه و سبو. (برهان ) (ناظم الاطباء). سبو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ظرف معروفی است از خزف . (از متن اللغة). ظرفی است از سفال که میان آن بزرگ است و دهن گشادی دارد. (از اقرب الموارد). ج ، جَرّ. جِرار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (متن اللغة). خمچه و سبوی (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). کوزه . سبو. سبوی . (یادداشت مؤلف ) :
جرعه ای ز آن جام راهب آن کند
که هزاران جره و خمدان کند.
مولوی .
|| مقداری از هر چیز که توان مثل سبو برداشت . (لغت محلی شوشترنسخه ٔ خطی ). || نان یا نانی که در خاکستر گرم پزند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). نان یا نان خاصی است که در خاکستر یا ریگ گرم بپزند. (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). || دام آهو. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دامی است برای صید آهو و آن چوبی است که رسنی به آن بسته شده و وتری دارد و در خاک پنهان کنند که چون پای آهو وارد آن شود گرفتار گردد. یا چوبی است به اندازه ٔ ذراع که کفه ای بر سر و رسنی در وسط دارد. (ازمتن اللغة) (از اقرب الموارد). جُرَّه . (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب ). رجوع به این کلمه شود. || وزنی است از اوزان قدیم ، که آن را ماریمنون نامند که از زیت هفتاد و دو رطل و از شراب هشتاد رطل و از عسل صد و هشت رطل باشد و گفته اند جرة بطور مطلق بیست وچهار قسط باشد و جره ٔ صغیر چهار قسط است . (از بحر الجواهر).
... ادامه
609 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [قدیمی]
مختصات: (جُ رِ) (ص مر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: jarre
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 208
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
jar
ترکی
kavanoz
فرانسوی
pot
آلمانی
krug
اسپانیایی
frasco
ایتالیایی
vaso
عربی
جرة | تصادم , قلة , تضارب , تنافر , صرير , إرتجاج مفاجئ , صدمة , ارتجف , ارتج , صر , ضايق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "جره" در زبان فارسی به معنای لایه، ناحیه یا فضایی است که در برخی از متون به کار می‌رود. اما از نظر نگارش و قواعد زبان فارسی، نکات زیر را می‌توان مد نظر قرار داد:

  1. املا: املای صحیح کلمه را بررسی کنید. به طور کلی، املای کلمات باید طبق دیکشنری‌های معتبر باشد.

  2. نقطه‌گذاری: اگر "جره" در جمله‌ای استفاده می‌شود، باید دقت کرد که نقطه‌گذاری درست باشد. مانند: "این جره باید با دقت بررسی شود."

  3. فرم واژه: اگر "جره" به عنوان اسم به کار می‌رود، تغییرات صرفی و نحوی آن باید در نظر گرفته شود. مثلاً در حالت جمع: "جُرَهات".

  4. توجه به سیاق: همیشه موقع استفاده از کلمات، سیاق جمله و معنای کلی جمله را در نظر بگیرید تا از به کار بردن نادرست کلمه جلوگیری شود.

در نهایت، در بیان نظرات یا نوشتار، سعی کنید از واژگان متناسب با متن استفاده کنید تا مفهوم بهتری منتقل شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "جره" در جمله آورده شده است:

  1. جره در زبان فارسی به معنای گنجشک کوچک است.
  2. وقتی که در باغ قدم می‌زدم، صدای جره‌ها به گوشم می‌رسید.
  3. بچه‌ها با خوشحالی به جره‌های ریز درختان نگاه می‌کردند.
  4. در روزهای گرم تابستان، جره‌ها به دنبال آب می‌گردند.
  5. او با مهارت خاصی جره‌ها را می‌کشید تا بتواند از آن‌ها عکس‌های زیبایی بگیرد.

اگر منظورتان جای دیگری از کلمه بود، خواهش می‌کنم بفرمایید تا بیشتر کمک کنم.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری