جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چوبین . (ص نسبی ) هر چیز که از چوب سازند. (آنندراج ) (انجمن آرا). هر چیز که از چوب ساخته شده باشد. (فرهنگ نظام ). منسوب بچوب . (ناظم الاطباء). از چوب . (یادداشت مؤلف ). ساخته از چوب . چوبی . افزار چوبین . که از چوب ساخته شده باشد. (از فرهنگ فارسی ). و کمان وی (کیومرث ) بدان روزگار چوبین بود بی استخوان . (نوروزنامه ). - اسب چوبین ؛ مرکب چوبین . چوب که کودکان در میان دو پای قرار دهندو از آن اراده ٔ اسب سواری کنند و بهر سو دوند. نی که کودکان بجای مرکب گیرند : یاد بتان تاکی کنم فرش هوس را طی کنم این اسب چوبین پی کنم چون مرد میدان نیستم . خاقانی . دیوانگان نترسند از صولت قیامت نشکیبد اسب چوبین از رشف تازیانه . سعدی (طیبات ). به کشتی میشدم هر سو شتابان سوار اسب چوبین همچو طفلان . سلیم (از فرهنگ ضیاء). - || به کنایه ، تابوت است . مرکب چوبین . (یادداشت مؤلف ). - پای چوبین ؛ پای که از چوب ساخته شده باشد. آنچه از چوب بشکل پا سازند و بجای پا که بر اثر حوادث قطع شده باشد قرار دهند تا رفتن میسور گردد : پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود. مولوی . اگر کوتهی پای چوبین ببند که در چشم طفلان نمائی بلند. سعدی (بوستان ). چو غازی بخود درنبندند پای که محکم رود پای چوبین ز جای . سعدی (بوستان ). - پل چوبین ؛ پل که از چوب ساخته شده باشد: در این راه پلی آمد چوبین بزرگ و رودی سخت بوالعجب و نادر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 463). - تیغ چوبین ؛ شمشیر که از چوب ساخته باشند : تیغ چوبین را مبر در کارزار بنگر اول تا نگردد کار زار. مولوی . - چوبین اسب ؛ دارای اسب چوبین .چوبین مرکب : با امل همراه وحدت چون شوی و چون شود مرد چوبین اسب با بهرام چوبین همعنان . خاقانی . - چوبین بهره ؛ بی بهره . خشک بهره . بی نصیب . محروم : تو زرین بهره شو از تخت زرین که چوبین بهره شد بهرام چوبین . نظامی . - چوبین دست ؛ سخت بی بهره . سخت محروم . که هیچ دستی نباشدش : در پایه ٔ شطرنج ترا دستی نیست لیکن پدرت عظیم چوبین دست است . ؟ - شمشیر چوبین ؛ تیغ چوبین . تیغ که از چوب کرده باشند : غازی بدست پور خود شمشیر چوبین زان دهد تا او در آن استا شود شمشیرگیرد در غزا. مولوی . - قدح چوبین ؛ قدح و کاسه که از چوب تراشند و سازند : عمر قدحی چوبین از آب برای هرمزان بخواست . (تاریخ قم ص 303). جنبل ؛ قدح چوبین سطبر. جمجمه ؛ قدح چوبین . (منتهی الارب ). - مرکب چوبین ؛اسب چوبین : مرکب چوبین بخشکی ابتر است خاص مر دریائیان را رهبر است . (مثنوی ). - || کنایه از تابوت است : چون سلطان (مسعود) پادشاه شد این مرد (حسنک ) بر مرکب چوبین نشست . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 176). - نیش چوبین ؛ نیش و مبضع و نشتر که از چوب ساخته باشند : چون نیش چوبین را کنون رگهای زرین شد زبون خیز از رگ خم ریز خون قوت رگ جان بین در او. خاقانی . بازو ودست رباب از بسکه بر رگ خورده نیش از نیش چوبینش ز رگ آب روان انگیخته . خاقانی . || مجازاً، خشک . کالبد بیجان : چو چوب دولت ما شد برآور مه چوبینه چوبین شد به خاور. نظامی . || روپاکی سرخ رنگ که بر سر بندند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). دستمالی سرخ رنگ که بر سر بندند. (آنندراج ) (انجمن آرا). دستمال بزرگ سرخ رنگ که بر سر بندند. (فرهنگ نظام ). || نام پرنده ای است . (جهانگیری ). پرنده ای است صحرائی شبیه بمرغ خانگی که او را کاروانک خوانند. (برهان ). مرغیست که کاروانک گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا). کاروانک . (ناظم الاطباء). 1-صفت
2- چوبي، چوبينك، چوبينه
3- سربندسرخ، دستمال سرخ
4- كاروانك (پرنده) chobin chobin chobin chobin chobin chobín chobin
درباره کلمه "چوبین"، میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
معنی و استعمال: "چوبین" صفت است و به معنای "مربوط به چوب" یا "ساخته شده از چوب" است. این واژه میتواند در توصیف اشیاء و وسایلی که از چوب ساخته شدهاند، به کار رود.
نوشتار و املا: این کلمه به صورت "چوبین" نوشته میشود و نباید با فرمهای دیگر اشتباه شود. توجه به حروف و حرکات در نوشتار میتواند به خوانایی و فهم بیشتر کمک کند.
نحوهی استفاده در جمله: کلمه "چوبین" میتواند به عنوان صفت قبل از اسم یا به عنوان یکی از اجزای جمله به کار رود. به مثال زیر توجه کنید:
این میز چوبین است.
آثار چوبینی در این موزه وجود دارد.
نکات نگارشی: هنگام نوشتن جملات حاوی واژه "چوبین"، باید به قواعد نگارشی توجه شود. برای مثال، آغاز جملات با حرف بزرگ و پایان آنها با نقطه ضروری است.
قواعد صرف و نحو: کلمه "چوبین" به خاطر ساختار خود به عنوان صفت، دچار تغییر در صرف و نحو نمیشود و معمولاً به همین شکل باقی میماند.
به طور کلی، استفاده صحیح و خلاقانه از کلمه "چوبین" میتواند به غنا و جذابیت نوشتهها کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چوبین" در جملات آورده شده است:
دکوراسیون این اتاق با لوازم چوبین بسیار زیبا و طبیعی به نظر میرسد.
او یک مجسمه چوبین از حیوانات جنگلی ساخته است که تماشای آن بسیار لذتبخش است.
در بازار، انواع محصولات چوبین از قبیل میز، صندلی و کمد موجود است.
به خاطر ماندگاری و زیبایی، بسیاری از مردم ترجیح میدهند از وسایل چوبین در خانههای خود استفاده کنند.
این کتابخانه به دلیل قفسههای چوبین خود، حس گرمی و صمیمیت را به فضا میبخشد.