جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چوبین . (اِخ ) بهرام یا وهرام لقب بهرام ششم سردار هرمزچهارم پادشاه ساسانیست که از مردم ری و پسر وهرام گشنسب و از دودمان بزرگ مهران بود. فرماندهی توانا بود و محبوب لشکریان و پر از کبر و ادعا و از این جهت شباهتی به بزرگان عهد ملوک الطوایفی قدیم داشت . پس ازآنکه بر طوایف مهاجم سرحدات شمال و مشرق پیروز شد وترکان را شکست داد بفرماندهی کل نیروی ایران در برابر رومیان انتخاب شد، اما مغلوب گردید. هرمز با طرزی موهن او را از فرماندهی خلع کرد. چون بهرام از لشکریان خود نگرانی نداشت رایت خلاف برافراشت . این واقعه آتش فتنه را از هر سو شعله ور کرد. گستهم «ویستهم » که از دودمان بزرگ اسپاهبذان بود و خویشاوند خانواده سلطنتی بشمار میرفت (چون خال خسرو پرویز بود) موفق شد، که برادر خود بندوی «ویندوی » را از زندان پادشاه بیرون کشد. دو برادر بکاخ سلطنتی درآمدند، و هرمز را خلع کردند و بزندان افکندند و کور کردند و پسرش خسرو دوم را که بعد ملقب به پرویز (اَبرویز) (= مظفر) شد بسلطنت برداشتند، خسرو در این وقت در آذربایجان بود، شتابان به تیسفون رفت و در سال 590 م . تاج بر سرنهاد. چندی بعد هرمز را هلاک کردند. بنابر رای تئوفیلاکتوس این کار به امر خسرو واقع شد. و بعضی گویند خسرو رضایت ضمنی بقتل وی داده بود، اما بهرام چوبین حاضر نبود که بفرمان پادشاه جدید درآید؛ زیرا که خود سودای پادشاهی در سر داشت . دودمان مهران مدعی بودند، که از نسل ملوک اشکانی هستند و بهرام تکیه به این ادعا کرده بود، از آنجا که سپاه بهرام نیرومند بود خسرو پرویز شکست خورد و بهرام فاتحانه به تیسفون درآمد و برخلاف میل جمعی از بزرگان ، بدست خود تاج بر سر گذاشت و بنام خود سکه زد. در این اثنا خسرو از سرحد روم گذشت و بشهر سیرسیزیوم رفت و به پناه امپراطوری موریکیوس درآمد دولت مستعجل بهرام چوبین عبارت از یک سلسله شورش و فتنه بود. طبقه ٔ روحانی و قسمتی از اشراف با او مخالف بودند، و تحمل پادشاهی وی را که از میان خودشان برخاسته بود، نمیکردند ولی از عقیده ٔ توده ٔ ایرانیان ، یعنی طبقات عامه ، اطلاعی نداریم . یهودیان بهرام را حامی و نگاهبان خود میدانستند و او را به مال مدد میکردند. بندوی که دستگیر و زندانی شده بود، بیاری چند تن از بزرگان رهایی یافت ، و پیشرو مخالفان بهرام شد. این توطئه بجائی نرسید و شورشیان را هلاک کردند. بندوی به آذربایجان گریخت ، و بنزد برادر خود گستهم (ویستهم ) رفت که بیاری خسرو پرویز علم طغیان برافراشته بود. قیصر موریکیوس خسرو را یاری کرد بشرط آنکه شهرهای دارا و میافارقین را که رومیان در جنگ گرفته بودند، به روم واگذار کند. در اثر این پیش آمد بسیاری از بزرگان ، که ازهواخواهان بهرام بودند او را ترک گفتند. و پس از جنگهای خونین ، سپاه روم و ارامنه و اتباع موشل و ایرانیانی که بخسرو پیوسته بودند، بهرام را در سال 591 م .در حوالی گنزک آذربایجان شکست دادند و بهرام بترکان پناه برد، و در بلخ بیاسود و چندی بعد در آن شهر ظاهراً بتحریک خسرو بقتل رسید. سرگذشت پرحادثه ٔ بهرام چوبین موجد افسانه ٔ شیرینی بزبان پهلوی بنام وهرام چوبین نامگ شده است که مطالب آن را مورخان عرب و ایران ، خاصه فردوسی در کتب خویش آورده اند. و این افسانه را جبلةبن سالم بعربی ترجمه کرده است . بهرام نه تنها از قهرمانان مشهور بشمار میامده ، بلکه در خصال مردانه و اطوار شایسته دارای مقامی عالی بوده است . (ایران در زمان ساسانیان تألیف آرتور کریستنسن ص 87 و صص 464 - 466). بلعمی در تاریخ خود چوبین را شوبین ضبط کرده و تفسیری برای فقه اللغه آن پرداخته است . رجوع به شوبین و رجوع به ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی شود. و سبب این لقب آنست که وی خشک پیکر و لاغر و بلندقامت بوده . (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ نظام ) : همی راند چون باد چوبین سپاه سوی دامغان اندرآمد ز راه . فردوسی . چو آئی بنزدیک چوبین فراز چنین گوی کان دختر سرفراز. فردوسی . و بهرام چوبین کی اسفهسالار لشکر او بود ترتیب کرد با لشکری تمام تا روی به پیکار خاقان نهاد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص 98). با امل همراه وحدت چون شوی و چون شود مرد چوبین اسب با بهرام چوبین همعنان . خاقانی . تو زرین بهره شو از تخت زرین که چوبین بهره شد بهرام چوبین . نظامی . نشاط از خانه ٔ چوبین برون تاخت که چوبین خانه از دشمن بپرداخت . نظامی . 1-صفت
2- چوبي، چوبينك، چوبينه
3- سربندسرخ، دستمال سرخ
4- كاروانك (پرنده) chobin chobin chobin chobin chobin chobín chobin
درباره کلمه "چوبین"، میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
معنی و استعمال: "چوبین" صفت است و به معنای "مربوط به چوب" یا "ساخته شده از چوب" است. این واژه میتواند در توصیف اشیاء و وسایلی که از چوب ساخته شدهاند، به کار رود.
نوشتار و املا: این کلمه به صورت "چوبین" نوشته میشود و نباید با فرمهای دیگر اشتباه شود. توجه به حروف و حرکات در نوشتار میتواند به خوانایی و فهم بیشتر کمک کند.
نحوهی استفاده در جمله: کلمه "چوبین" میتواند به عنوان صفت قبل از اسم یا به عنوان یکی از اجزای جمله به کار رود. به مثال زیر توجه کنید:
این میز چوبین است.
آثار چوبینی در این موزه وجود دارد.
نکات نگارشی: هنگام نوشتن جملات حاوی واژه "چوبین"، باید به قواعد نگارشی توجه شود. برای مثال، آغاز جملات با حرف بزرگ و پایان آنها با نقطه ضروری است.
قواعد صرف و نحو: کلمه "چوبین" به خاطر ساختار خود به عنوان صفت، دچار تغییر در صرف و نحو نمیشود و معمولاً به همین شکل باقی میماند.
به طور کلی، استفاده صحیح و خلاقانه از کلمه "چوبین" میتواند به غنا و جذابیت نوشتهها کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چوبین" در جملات آورده شده است:
دکوراسیون این اتاق با لوازم چوبین بسیار زیبا و طبیعی به نظر میرسد.
او یک مجسمه چوبین از حیوانات جنگلی ساخته است که تماشای آن بسیار لذتبخش است.
در بازار، انواع محصولات چوبین از قبیل میز، صندلی و کمد موجود است.
به خاطر ماندگاری و زیبایی، بسیاری از مردم ترجیح میدهند از وسایل چوبین در خانههای خود استفاده کنند.
این کتابخانه به دلیل قفسههای چوبین خود، حس گرمی و صمیمیت را به فضا میبخشد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر