جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دردی . [ دُ ] (اِخ ) میر ابراهیم ... از شاعران معاصر صادقی کتابدار مؤلف مجمعالخواص (دوره ٔ شاه عباس کبیر) است که نام او را مؤلف مجمعالخواص آورده می نویسد که وی از قصبه ای موسوم به «سرکان » از توابع همدان است . و چند بیت از اشعار او را نقل کرده است . رجوع به تذکره ٔ مجمعالخواص ص 92 شود. pain, ache, agony, distress, affliction, ailment, dregs, pang, shoot, teen, a pain ألم، الم، وجع، حزن، عناء، أسى، عقوبة، جهد، أزعج، أمض، عض، كبد، عانى، كابد bir ağrı une douleur ein schmerz un dolor un dolore درد، رنج، زحمت، تیر، عذاب، تقلا، سکرات مرگ، جان کندن، پریشانی، اندوه، سختی، تنگدستی، محنت، مصیبت، رنجوری، شکنجه، ناراحتی، بیماری مزمن، باقی مانده، چیز پست و بی ارزش، اضطراب سخت و ناگهانی، درد سخت، سوزش ناگهانی، حمله سخت، فرزند، انشعاب، رویش انشعابی، رویش شاخه، حرکت تند و چابک، اسیب، غصه، خشم
کلمه "درد" به عنوان یک اسم در زبان فارسی به معنای احساس ناراحتی یا رنج استفاده میشود و با اضافه کردن پسوند "ی" به "دردی" تبدیل میشود. در زیر برخی از نکات نگارشی و دستوری مربوط به این کلمه آورده شده است:
نحوه استفاده: کلمه "دردی" میتواند به عنوان صفت یا اسم به کار رود. به عنوان مثال:
او دردِ جدی دارد. (اینجا "درد" اسم است)
او یک شخص دردِ دلدار است. (اینجا "درد" به صورت ترکیب استفاده شده است)
علامتگذاری: اگر "دردی" در انتهای جمله به کار رود، نیاز به نقطهگذاری صحیح خواهد بود. به عنوان مثال:
او همیشه دردی دارد.
قید ساده: میتوان از این کلمه به عنوان یک قید برای توصیف حالت استفاده کرد:
او به وضوح دردِ عمیقش را احساس میکند.
ترکیبهای دیگر: این کلمه ممکن است در ترکیب با چند کلمه دیگر نیز به کار رود که بسته به معنی، ممکن است بار معنایی متفاوتی داشته باشد:
"دردی ولنگار" یا "دردی طولانی"
واژهها و ترکیبات: ممکن است ترکیبات دیگر با "درد" مانند "دردسر" یا "دردمندی" نیز برای بیان معانی مختلف مرتبط با واژه "درد" ساخته شود.
بهطور کلی، رعایت قواعد نگارشی و ساختاری در متون فارسی کمک میکند تا مفهوم به وضوح منتقل شود و خواننده به راحتی متن را درک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "دردی" آورده شده است:
وقتی که باران میآید، دردِ تنهاییام بیشتر حس میشود.
او از دردِ زانو شکایت داشت و نیاز به استراحت داشت.
دردِ ازدستدادن عزیزان همیشه با ما باقی میماند.
پزشک گفت که دردِ ناحیهی شکم ممکن است ناشی از گوارش باشد.
شنیدن موسیقی غمگین همیشه مرا به یاد دردِ قلبم میاندازد.
اگر جملههای دیگری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: درد، رنج، زحمت، تیر، عذاب، تقلا، سکرات مرگ، جان کندن، پریشانی، اندوه، سختی، تنگدستی، محنت، مصیبت، رنجوری، شکنجه، ناراحتی، بیماری مزمن، باقی مانده، چیز پست و بی ارزش، اضطراب سخت و ناگهانی، درد سخت، سوزش ناگهانی، حمله سخت، فرزند، انشعاب، رویش انشعابی، رویش شاخه، حرکت تند و چابک، اسیب، غصه، خشم
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر