شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

davām
durability  |

دوام

معنی: دوام . [ دَ ] (ع اِمص ) پایداری . ثبات . پایندگی . پیوستگی . (یادداشت مؤلف ). همیشگی . (آنندراج ) (السامی فی الاسامی ) (دهار) :
این کمال ملک او جوید به سعد از اختران
وآن دوام عمر او خواهد به خیر از کردگار.
منوچهری .
وام جهان است ترا عمر تو
وام جهان بر تو نماند دوام .
ناصرخسرو.
دل بر تمام توختن وام سخت کن
با این دو وام دار ترا کی رسد دوام .
ناصرخسرو.
بقاء ذات تو به دوام تناسل ما متعلق است . (کلیله و دمنه ). و رهینه ٔ دوام ملک در ضمن آن بدست آید. (کلیله و دمنه ). و دوام فواید آن هر چه پاینده تر دست دهد. (کلیله و دمنه ). بقاء کافه ٔ وحوش به دوام عمر ملک بسته است . (کلیله و دمنه ).
چو آب و روغن از هم جداست خصم و حیات
چو شیر و می بهم آمیخته ست ملک و دوام .
خاقانی .
فراخ بال کند عدل تنگ قافیه را
چنانکه چرخ ردیف دوام او زیبد.
خاقانی .
یا رب دوام عمر دهش تا به قهر و لطف
بد خواه را جزا دهد و نیکخواه را.
سعدی .
دوام عیش و تنعم نه شیوه ٔ عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی .
حافظ.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ٔ عالم دوام ما.
حافظ.
- بادوام (درتداول عامه ) ؛ که دیر کهنه و فرسوده و پاره شود. (یادداشت مؤلف ). مقابل بی دوام . صفتی برای اشیاء، خاصه پارچه را که دیر فرسوده شود.
- بدوام ؛ همیشه و دایم . بالاتصال . متصلاً. لاینقطع :
بیار ساقی دریای مشرق و مغرب
که دیر مست شود هرکه می خورد بدوام .
سعدی .
- بردوام ؛همیشه و پایدار و پاینده . پیوسته . دایم . بی انقطاع :
کس را ز تو هیچ حاصلی نیست
جز نیستیی که بردوام است .
خاقانی .
خاقانیا به سوک پسر داشتی کبود
بر سوک شاه شرع سیه پوش بردوام .
خاقانی .
گله از تو حاش لله نکنند و خود نباشد
مگر از وفای عهدی که تو بردوام داری .
سعدی .
مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بردوام .
سعدی .
ز من مپرس که فتوی دهم به مذهب عشق
نظر به روی توشاید که بردوام کنند.
سعدی .
گر تو ما را دوست داری بردوام .
(انیس الطالبین ص 12).
- بی دوام ؛ بی ثبات . ناپایدار. که ثبات و پایداری نداشته باشد :
درحسن بی نظیری در لطف بی نهایت
در مهر بی ثباتی در عهد بی دوامی .
سعدی .
- || بی استقامت . کفش و جامه و جز آن که زود فرسوده و کهنه شود.
- دوام آوردن ؛پاییدن . پایدار شدن . استقامت ورزیدن . (یادداشت مؤلف ). مقاومت و پایداری کردن .
- دوام و بقا ؛ دوام و ثبات . پایداری و پایندگی . (یادداشت مؤلف ).
- دوام و ثبات ؛ دوام و بقا. پایداری . پایندگی و پیوستگی . (یادداشت مؤلف ).
... ادامه
806 | 0
مترادف: ابديت، ادامه، استمرار، ايستادگي، بقا، پافشاري، پايداري، تاب، ثبات، خلود، ديرپايي، ديرش، مقاومت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (دَ) [ ع . ] (اِمص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: davAm
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 51
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
durability | permanence , life , persistence , strength , continuity , continuance , persistency , permanency , perpetuity , subsistence , abidance , perdurability , solidity , substance
ترکی
dayanıklılık
فرانسوی
durabilité
آلمانی
haltbarkeit
اسپانیایی
durabilidad
ایتالیایی
durabilità
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دوام" در زبان فارسی به معنای پایداری، استمرار و طول عمر به کار می‌رود. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد:

  1. استفاده صحیح: کلمه "دوام" به عنوان یک اسم، معمولاً به عنوان موضوع یا مفعول در جملات به کار می‌رود. برای مثال:

    • "دوام این مصالح در برابر شرایط محیطی اهمیت دارد."
    • "او به دنبال دوام در روابط خانوادگی‌اش است."
  2. ترکیب با دیگر کلمات: "دوام" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود و اصطلاحات جدیدی ایجاد کند، مانند:

    • "دوام‌دار" (به معنای پایداری طولانی)
    • "دوام‌مدت" (به معنای مدت طولانی)
  3. توجه به حروف اضافه: در جملات استفاده از حروف اضافه به درستی اهمیت دارد. برای مثال:

    • "دوام در محیط کار الزامی است." (استفاده صحیح از حرف اضافه "در")
    • "من به دوام این سیستم اعتماد دارم." (استفاده صحیح از حرف اضافه "به")
  4. تلفظ و نوشتار: حروف کلمه "دوام" باید با دقت نوشته شوند و از تلفظ صحیح آن اطمینان حاصل شود تا در گفتار و نوشتار اختلاف پیش نیاید.

  5. استفاده در قالب‌های مختلف: "دوام" ممکن است در جملات توصیفی، تعریفی و یا استنباطی به کار برود، مثلاً:
    • "دوام این ساختمان فراتر از انتظار است."
    • "دوام عشق واقعی نباید نادیده گرفته شود."

با رعایت این نکات می‌توان به شکل مؤثری از کلمه "دوام" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "دوام" در جمله آورده‌ام:

  1. دوام این بنا به طور شگفت‌انگیزی بالا است و سال‌هاست که در برابر عوامل جوی مقاوم مانده است.
  2. برای افزایش دوام محصولات، شرکت از مواد اولیه با کیفیت بالا استفاده می‌کند.
  3. رابطه‌ی آنها با وجود چالش‌ها و مشکلات، دوام زیادی داشته است.
  4. در طراحی این سازه، به دوام و استحکام آن توجه ویژه‌ای شده است.
  5. ورزش منظم می‌تواند به دوام و بهبود سلامت جسمی و روحی کمک کند.

اگر سوال یا درخواست دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: ماندگاری، پایداری، پایایی، بقاء، دیرپایی، زندگی، عمر، حیات، جان، زیست، اصرار، پافشاری، سماجت، استحکام، قوت، توانایی، نیرو، زور، پیوستگی، تسلسل، اتصال، مداومت، تناوب بدون انقطاع، ابرام، ترتیب همیشگی، قرار دائمي، ابد، جاودانی، امرار معاش، معاش، وسیله معیشت، اعاشه، گذران، رفتار بر طبق توافق، ایستادگی، ثبات قدم، استواری، جمود، سفتی، محکمی، ماده، جوهر، جسم، ذات، دو

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری