license
98
4969
100
معنی کلمه دوام معنی واژه دوام
معنی:
دوام . [ دُ ] (ع اِ) سرگیجه و دوار. (یادداشت مؤلف ) (از آنندراج ). گردش سر. (منتهی الارب ).مترادف ابديت، ادامه، استمرار، ايستادگي، بقا، پافشاري، پايداري، تاب، ثبات، خلود، ديرپايي، ديرش، مقاومتانگلیسی durability, permanence, life, persistence, strength, continuity, continuance, persistency, permanency, perpetuity, subsistence, abidance, perdurability, solidity, substanceترکی dayanıklılıkفرانسوی durabilitéآلمانی haltbarkeitاسپانیایی durabilidadایتالیایی durabilitàمرتبط ماندگاری، پایداری، پایایی، بقاء، دیرپایی، زندگی، عمر، حیات، جان، زیست، اصرار، پافشاری، سماجت، استحکام، قوت، توانایی، نیرو، زور، پیوستگی، تسلسل، اتصال، مداومت، تناوب بدون انقطاع، ابرام، ترتیب همیشگی، قرار دائمي، ابد، جاودانی، امرار معاش، معاش، وسیله معیشت، اعاشه، گذران، رفتار بر طبق توافق، ایستادگی، ثبات قدم، استواری، جمود، سفتی، محکمی، ماده، جوهر، جسم، ذات، دو
مترادف:
ابديت، ادامه، استمرار، ايستادگي، بقا، پافشاري، پايداري، تاب، ثبات، خلود، ديرپايي، ديرش، مقاومت
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی]
مختصات:
(دَ) [ ع . ] (اِمص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
davAm
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
51
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
durability | permanence , life , persistence , strength , continuity , continuance , persistency , permanency , perpetuity , subsistence , abidance , perdurability , solidity , substance
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "دوام" در زبان فارسی به معنای پایداری، استمرار و طول عمر به کار میرود. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد:
استفاده صحیح : کلمه "دوام" به عنوان یک اسم، معمولاً به عنوان موضوع یا مفعول در جملات به کار میرود. برای مثال:
"دوام این مصالح در برابر شرایط محیطی اهمیت دارد."
"او به دنبال دوام در روابط خانوادگیاش است."
ترکیب با دیگر کلمات : "دوام" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود و اصطلاحات جدیدی ایجاد کند، مانند:
"دوامدار" (به معنای پایداری طولانی)
"دواممدت" (به معنای مدت طولانی)
توجه به حروف اضافه : در جملات استفاده از حروف اضافه به درستی اهمیت دارد. برای مثال:
"دوام در محیط کار الزامی است." (استفاده صحیح از حرف اضافه "در")
"من به دوام این سیستم اعتماد دارم." (استفاده صحیح از حرف اضافه "به")
تلفظ و نوشتار : حروف کلمه "دوام" باید با دقت نوشته شوند و از تلفظ صحیح آن اطمینان حاصل شود تا در گفتار و نوشتار اختلاف پیش نیاید.
استفاده در قالبهای مختلف : "دوام" ممکن است در جملات توصیفی، تعریفی و یا استنباطی به کار برود، مثلاً:
"دوام این ساختمان فراتر از انتظار است."
"دوام عشق واقعی نباید نادیده گرفته شود."
با رعایت این نکات میتوان به شکل مؤثری از کلمه "دوام" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "دوام" در جمله آوردهام:
دوام این بنا به طور شگفتانگیزی بالا است و سالهاست که در برابر عوامل جوی مقاوم مانده است.
برای افزایش دوام محصولات، شرکت از مواد اولیه با کیفیت بالا استفاده میکند.
رابطهی آنها با وجود چالشها و مشکلات، دوام زیادی داشته است.
در طراحی این سازه، به دوام و استحکام آن توجه ویژهای شده است.
ورزش منظم میتواند به دوام و بهبود سلامت جسمی و روحی کمک کند.
اگر سوال یا درخواست دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: ماندگاری، پایداری، پایایی، بقاء، دیرپایی، زندگی، عمر، حیات، جان، زیست، اصرار، پافشاری، سماجت، استحکام، قوت، توانایی، نیرو، زور، پیوستگی، تسلسل، اتصال، مداومت، تناوب بدون انقطاع، ابرام، ترتیب همیشگی، قرار دائمي، ابد، جاودانی، امرار معاش، معاش، وسیله معیشت، اعاشه، گذران، رفتار بر طبق توافق، ایستادگی، ثبات قدم، استواری، جمود، سفتی، محکمی، ماده، جوهر، جسم، ذات، دو