جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دیده ور. [ دی دَ / دِ وَ ] (ص مرکب ) صاحب دیده . با بینائی . مقابل کور. صاحب چشم . بصیر. بیننده . (یادداشت مؤلف ). بینا. (شرفنامه ٔ منیری ).ابصار، دیده ور گردانیدن . (منتهی الارب ) : گردد ز چشم دیده وران ناپدید اندر میان سبزه به صحرا سوار. فرخی . دیده ور پل بزیر گام کند کور بر پشت پل مقام کند. سنایی . چشمها دیده ور ز دیدارش . سنایی . || (مجازاً) واقف به اسرار. (شرفنامه ٔ منیری ). مطلع. آگاه . صاحب بینش و مرد حقیقت بین . (انجمن آرا) (آنندراج ). درک کننده ٔ امور. واقف به احوال . بصیر: استطلاع ؛ دیده ور کردن خواستن . (المصادر زوزنی ). اظهار؛ مطلع و دیده ور ساختن کسی را. (منتهی الارب ) : زین یپنلو هر که بازرگان تر است بر سَرَه و بر قلبها دیده ور است . مولوی . سنگ ریزه گر نبودی دیده ور چون گواهی دادی اندر مشت در. مولوی . اگر تو دیده وری نیک و بد ز حق بینی دو بینی از قبل چشم احول افتاده ست . سعدی . watcher مراقب
کلمه "دیدهور" در زبان فارسی به معنای کسی است که بینا و آگاه باشد. این کلمه ترکیبی از دو قسمت "دیده" و "ور" است. در نگارش این کلمه، رعایت چند نکته مهم است:
فاصله نداشته باشد: "دیدهور" باید به صورت یک کلمه نوشته شود و بین دو بخش آن فاصله نگذارید.
نقطهگذاری: اگر در متن شما این کلمه در انتهای جمله یا نزدیک به علامت نگارشی (مانند ویرگول یا نقطه) قرار دارد، باید اطمینان حاصل کنید که نقطهگذاری صحیح انجام شده باشد.
الفهای بینقطه: در برخی گویشها و یا متون ادبی ممکن است این کلمه به صورت "دیده ور" نیز نوشته شود، اما نگارش صحیح و رایج آن به صورت "دیدهور" است.
تلفظ صحیح: در هنگام خواندن یا تلفظ این کلمه، دقت کنید که "دیده" و "ور" به درستی تلفظ شوند.
این کلمه معمولاً در متون ادبی و فلسفی به کار میرود و میتواند در توصیف اشخاص یا حالتهای فکری مورد استفاده قرار گیرد.