شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zerā'
cubit  |

ذراع

معنی: ذراع . [ ذِ ] (اِخ ) یا ذراع مبسوطه ٔ اسد. منزل هفتم از منازل قمر؛ ای بازوی شیر، نزدیک تازیان . (التفهیم ابوریحان بیرونی ). و آن رقیب بلده است . واز رباطات سیم است . و آن مجموع دو ستاره است بفاصله نیزه ای از یکدیگر بر دو سر توأمین یعنی بر دو سر دو پیکر که یکی را رأس التوأم الغربی و دیگری را رأس التوأم الشرقی خوانند. ستاره ٔ غربی از قدر اول و شرقی از قدر دوم است . و نیز ابوریحان بیرونی در التفهیم گوید: هر دو سر دو پیکر را ذراع مبسوطه نام کرده اند. و حاصل آنکه اسد یا شیر فلک را دو ذراع یعنی دو رش است ، مبسوطة و مقبوضة یعنی رش گشاده و رش فراهم آمده و مجدالدین گوید ذراع مبسوطة منزلی از منازل قمر است و صاحب عباب ذراع مقبوضه را منزل قمر گفته است ومقبوضه آن است که از پی ناحیت شام برآید و ماه در آن منزل کند از تلو ناحیت یمن و میان این دو ذراع مقدار تازیانه ای فاصله است و مبسوطه بالاتر است از مقبوضه و مبسوطه را از آن روی مبسوطه نامند که کشیده تر ازمقبوضه است و گاه باشد که قمر عدول کرده و در وی منزل کند و سجع گوئی از عرب گفته است : اذا طلعت الذراع حسرت الشمس القناع و استعلت فی الاُفق الشعاع و ترقرق السراب فی کل قاع . و طلوع ذراع مبسوطه بشب چهارم تموز و سقوط آن بشب چهارم کانون اول باشد. و باز صاحب عباب گوید سقوط آن بشب ششم از کانون دوم است و این قول ابن قتیبه است و ابراهیم حربی گوید طلوع آن در هفتم تموز و سقوط در ششم کانون آخر باشد. و عرب آن را بر ذراع مبسوط اسد یعنی شیرفلک توهم کند و این منزل پس از هنعه و پیش از نثره باشد. و طلوع آن چهار شب از تموز رفته باشد و سقوط آن چهار شب از کانون اول گذشته و آن از آخر هنعه است تا اول سرطان . و نزد احکامیان منزلی سعد است . و ذراع الاسد المبسوطة را ذراع مطلق و ذراع مبسوطه و ذراع الجوزا نیز نامند. ذراع الاسد المقبوضة یا ذراع مقبوضة: ابوریحان بیرونی در التفهیم گوید هر دو ستاره ٔ سگ پیشین [ کلب مقدم ] را ذراع مقبوضة خوانند. (التفهیم ). و آن یکی از دو ارش اسد (شیر فلک ) و یکی از منازل قمر است و هی التی تلی الشام والقمر ینزل بها. (تاج العروس ). و آن صورت شعریان است تثنیه ٔ شعری و مرکب است از شعری العبور و شعرای شامیه . و مؤلف جهان دانش گوید: ذراع ، دو ستاره است روشن بر دوش توأمین . عرب گوید که آن ذراع است و آن را ذراع مبسوطة خوانند و ذراع مقبوضه شعرای شامی را خوانند و بنزدیک بعضی مقبوضه این است و ماه آن را بپوشاند. و آن منزل هفتم است از منازل قمر و رقیب آن بلده باشد. جهان دانش ص 118. و باز بیرونی در آثارالباقیةآرد پس از شرح هنعة: ثم الذراع ، و هی کوکبان بینهمامقدار ذراع ، و احدهما الشعری الغمیصاء ای الرمصا، وهی الشامیة و هذه الذراع هی ذراع الأسد المبسوطة عندالعبر و المقبوضة التی هی احد کوکبیها الشعری العبورو هی الیمانیة. فامّا المبسوطة عند المنجمین فهی رأس التوأمین و المقبوضة هی من کواکب الکلب المتقدم وفیما بینهم فیها خلافات کثیرة و فی تسمیتها بما سمّوها به احادیث و اخبار خرافات . و طلوع الغمیصاء لسنة الف و ثلثمائة للأسکندر لعشر تخلو من تموز. و العبر الّتی هی الیمانیة لثلث و عشرین لیلة منه - انتهی .
... ادامه
778 | 0
مترادف: 1- آرنج، بازو 2- ارش، گز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (ذِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zerA'
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 971
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
cubit
ترکی
arşın
فرانسوی
coudée
آلمانی
elle
اسپانیایی
codo
ایتالیایی
cubito
عربی
ذراع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ذراع" به معنای "بازو" یا "پایی" در زبان فارسی به‌کار می‌رود و دارای یک سری قواعد نگارشی و زبانی مخصوص به خود است. در ادامه به بررسی این قواعد پرداخته می‌شود:

  1. نحو:

    • "ذراع" به عنوان یک اسم مفرد و مذکر به کار می‌رود. برای جمع آن می‌توان به "ذرایع" اشاره کرد، هرچند در زبان محاوره ممکن است با ساخت‌های دیگری نیز جمع بسته شود.
  2. مفاهیم مرتبط:

    • این کلمه به طور خاص در متون علمی و پزشکی به کار می‌رود. همچنین در ادبیات و علوم مختلف ممکن است معانی و کاربردهای متفاوتی داشته باشد.
  3. هم‌خانوادگی:

    • "ذراع" همچنین هم‌خانواده‌هایی دارد که ممکن است با پیشوندها و پسوندهای مختلف تغییر حالت دهند. مثلا "ذراعت" به معنی پهنای بازو.
  4. استفاده در جملات:

    • "ذراع انسان قدرت زیادی دارد."
    • "او با ذراع قوی خود بار سنگینی را برداشت."
  5. نکات نگارشی:

    • در نگارش، توجه کنید که "ذراع" همواره با "ذ" نگاشته می‌شود و نباید به اشتباه با "ز" نوشته شود.
    • در جملات رسمی و علمی، توجه به املای صحیح کلمه اهمیت دارد.
  6. تلفظ:
    • تلفظ "ذراع" به صورت "zara" است، که در گفتار باید به وضوح ادائه شود.

با رعایت این نکات می‌توان از کلمه "ذراع" به درستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ذراع" آورده شده است:

  1. ذراع یک نیروی حساس است که برای اندازه‌گیری طول مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  2. او به کمک ذراع خود توانست بار سنگینی را بلند کند.
  3. در طراحی این سازه، از ذراع برای محاسبه زوایای مختلف استفاده شده است.
  4. ذراع افقی این دستگاه به راحتی قابل تنظیم است.

اگر به مثال‌های بیشتری یا توضیحات بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری