شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rox
face  |

رخ

معنی: رخ . [ رُ ] (ع اِ) نام گیاهی است که آنرا لوخ خوانند و از آن حصیر بافند و انگور و خربزه بدان آویزند. (دهار). نام گیاهی است که آنرا لوخ گویند و از آن حصیر بافند. (لغت محلی شوشتر). نام گیاهی که آنرا دوخ و روخ و لخ و لوخ نیز گویند. (از شعوری ج 2 ص 22). نام گیاهی است که آنرا دوخ و لخ و لوخ نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). گیاه لوخ که از آن حصیر بافند. (ناظم الاطباء). به معنی لوخ نیز آمده یعنی آنچه از آن حصیر بافند. (فرهنگ سروری ). لخ که از آن بوریا بافند و روخ نیز گویند. (از رشیدی ). جهانگیری یک معنی رخ و روخ را نام گیاهی تازه نوشته ، لیکن درآن معنی مشدد و عربی است به معنی گیاه تازه که استعمالش در فارسی ثابت نیست ، یا دخ و دوخ است و تصحیف خوانی شده . (فرهنگ نظام ) .
... ادامه
595 | 0
مترادف: 1- چهره، رخسار، رخساره، رو، سيما، صورت، عارض، عذار، قيافه، وجه 2- برج، قلعه 3- پهلوان، جنگجو، گرد 4- سيمرغ، عنقا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (ورزش)
مختصات: ( ~.) (ص . اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rax
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 800
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
face | rook , roc , countenance , slit , slot , visage , castle
ترکی
yüz
فرانسوی
affronter
آلمانی
gesicht
اسپانیایی
rostro
ایتالیایی
viso
عربی
وجه | سطح , ملامح , مظهر , سحنة , مخادع , شخصية بارزة , هيئة , مظهر خارجي , نهاية نفق المنجم , وقاحة , كسا , تقنع , غطى , قابل , طلب إلى , اتجه , واجه , أدار وجهه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "رخ" در زبان فارسی به معنای صورت یا چهره است و در متون ادبی و شعر بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد که باید رعایت شود:

  1. نقطه‌گذاری: در جملاتی که از "رخ" استفاده می‌شود، باید به فاصله‌گذاری و نقطه‌گذاری توجه کرد تا مفهوم درست منتقل شود.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "رخ" با توجه به قواعد زبان فارسی، "rakh" است و باید به حروف و حرکات صحیح توجه شود.

  3. مفاهیم مرتبط: این کلمه ممکن است در متون ادبی به معنای چهره، نمای ظاهری و یا در برخی اشعار به معنای زیبایی و جذابیت به کار رود.

  4. ترکیبات و عبارات: "رخ" در ترکیبات مختلفی مانند "رخسار" (به معنای صورت و چهره زیبا) و "رخ نما" (به معنای نمایان شدن چهره) به کار می‌رود.

  5. قافیه و وزن در شعر: در شعر فارسی، "رخ" به دلیل قافیه‌ای که دارد، به خوبی با کلمات دیگر جفت می‌شود و می‌تواند به زیبایی شعر افزوده شود.

با توجه به این نکات، به کار بردن کلمه "رخ" به شکل درست و زیبا در نوشتار و گفتار اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال از کلمه "رخ" در جمله آورده شده است:

  1. رخ ماه در آسمان شب، زیبایی خاصی را به نمایش می‌گذارد.
  2. او با یک لبخند، رخ زیبای خود را نمایان کرد.
  3. در داستان‌ها، همیشه به رخ قهرمانان توجه ویژه‌ای می‌شود.
  4. قسمت اعظم زمان زندگی ما در پی‌ریزی رخدادهای آینده سپری می‌شود.
  5. هنر نقاشی او به زیبایی هر چه تمام‌تر، رخ شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سؤالی دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: قیافه، کلاغ سیاه، کلاغ زاغی، غراب، کلاه بردار، لقاء، سیما، منظر، شکاف، چاک، روزنه، درز، بریدگی، کلون در، چفت در، شکاف کوچک، قصر، دژ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری