جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رخ . [ رَ ] (اِ) مخفف راخ . شکسته و پاره . (فرهنگ نظام ). رخنه . (غیاث اللغات ) (برهان ) (آنندراج ). شکاف . (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ سروری ) (رشیدی ). چاک . (برهان ) : تویی سلیمان بر تخت فضل و مسند علم میان وحی و ولایت بیان تو برزخ جهان نهاد ز حکم تو بر گریبان داغ فلک نهاد ز امر تو بردل و جان رخ . محمدبن بدیع نسوی . || غم و غصه . (غیاث اللغات ) (برهان ) (فرهنگ سروری ) (رشیدی ). اندوه . (برهان ) (آنندراج ) (از فرهنگ سروری ). غصه و اندوه و آنرا راخ نیز گویند. (از فرهنگ جهانگیری ). غم و اندوه . (فرهنگ نظام ). || لخت . برهنه : صبامثال درآیند خرم و خوشحال به خاکبوس خیالش صدور از غم و رخ . عمید لوبکی (از جهانگیری ). || خطهایی بر روی سنگ که چون ضربه ای به آنها رسد سنگ مزبور از آن خطها می شکند. || خطهایی که از کشیدن سوهان بر روی فلزات ایجاد می شود. (فرهنگ فارسی معین ). 1- چهره، رخسار، رخساره، رو، سيما، صورت، عارض، عذار، قيافه، وجه
2- برج، قلعه
3- پهلوان، جنگجو، گرد
4- سيمرغ، عنقا face, rook, roc, countenance, slit, slot, visage, castle وجه، سطح، ملامح، مظهر، سحنة، مخادع، شخصية بارزة، هيئة، مظهر خارجي، نهاية نفق المنجم، وقاحة، كسا، تقنع، غطى، قابل، طلب إلى، اتجه، واجه، أدار وجهه yüz affronter gesicht rostro viso قیافه، کلاغ سیاه، کلاغ زاغی، غراب، کلاه بردار، لقاء، سیما، منظر، شکاف، چاک، روزنه، درز، بریدگی، کلون در، چفت در، شکاف کوچک، قصر، دژ
وجه|سطح , ملامح , مظهر , سحنة , مخادع , شخصية بارزة , هيئة , مظهر خارجي , نهاية نفق المنجم , وقاحة , كسا , تقنع , غطى , قابل , طلب إلى , اتجه , واجه , أدار وجهه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رخ" در زبان فارسی به معنای صورت یا چهره است و در متون ادبی و شعر بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد که باید رعایت شود:
نقطهگذاری: در جملاتی که از "رخ" استفاده میشود، باید به فاصلهگذاری و نقطهگذاری توجه کرد تا مفهوم درست منتقل شود.
تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "رخ" با توجه به قواعد زبان فارسی، "rakh" است و باید به حروف و حرکات صحیح توجه شود.
مفاهیم مرتبط: این کلمه ممکن است در متون ادبی به معنای چهره، نمای ظاهری و یا در برخی اشعار به معنای زیبایی و جذابیت به کار رود.
ترکیبات و عبارات: "رخ" در ترکیبات مختلفی مانند "رخسار" (به معنای صورت و چهره زیبا) و "رخ نما" (به معنای نمایان شدن چهره) به کار میرود.
قافیه و وزن در شعر: در شعر فارسی، "رخ" به دلیل قافیهای که دارد، به خوبی با کلمات دیگر جفت میشود و میتواند به زیبایی شعر افزوده شود.
با توجه به این نکات، به کار بردن کلمه "رخ" به شکل درست و زیبا در نوشتار و گفتار اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از کلمه "رخ" در جمله آورده شده است:
رخ ماه در آسمان شب، زیبایی خاصی را به نمایش میگذارد.
او با یک لبخند، رخ زیبای خود را نمایان کرد.
در داستانها، همیشه به رخ قهرمانان توجه ویژهای میشود.
قسمت اعظم زمان زندگی ما در پیریزی رخدادهای آینده سپری میشود.
هنر نقاشی او به زیبایی هر چه تمامتر، رخ شخصیتها را به تصویر میکشد.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سؤالی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر