رخصت نمودن
licenseمعنی کلمه رخصت نمودن
معنی واژه رخصت نمودن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1440
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
leave
عربی
إجازة | هجر , عطلة , انصراف , تخلى عن , أذن , ترك , غادر , تخلى , ذهب , مضى , نسى , سافر , يترك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رخصت نمودن" به معنی اجازه دادن یا اجازه گرفتن است و میتوان آن را به صورت زیر بررسی کرد:
1. ساختار واژه:
- رخصت: مصدر و اسم مصدر "رخصت" به معنی اجازه یا مجوز.
- نمودن: فعل مجازی که به معنای "انجام دادن" یا "عمل کردن" است.
2. قواعد نحوی:
- "رخصت نمودن" یک فعل مرکب است که از یک اسم (رخصت) و یک فعل (نمودن) تشکیل شده است.
- در جملات میتوان از این ترکیب به عنوان فعل اصلی یا فعل کمکی استفاده کرد.
3. نمونههای کاربردی:
- "او رخصت کند که وارد شود."
- "مدیر برای ورود مهمانها، رخصت داد."
4. نگارش:
- باید توجه داشت که "رخصت" با "ذ" نوشته میشود و باید در کاربرد آن دقت شود که به اشتباه به جای "رخصت" از واژههای مشابه استفاده نشود.
5. نکات دیگر:
- در متون رسمی و ادبی، استفاده از "رخصت دادن" به عنوان یک عبارت رسمی رایج است.
- در مکالمات غیررسمی ممکن است از عبارات سادهتری نظیر "اجازه دادن" استفاده شود.
ترکیب زبانی:
- میتوان گفت عبارت "رخصت نمودن" دارای بار معنایی خاصی است که به نوعی به احترام و ارادت اشاره دارد.
6. به کارگیری در جملات:
- "برای شروع جلسه، رخصت نمودند."
- "او از استاد خود رخصت گرفت تا در کلاس حاضر شود."
با توجه به این نکات، میتوان به نحو درست و مؤثری از "رخصت نمودن" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
