جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رف . [ رَف ف ] (ع اِ) رف . (دهار) (از برهان ). چوبی باشد پهنا که هر دو طرف آن در دیوار کرده بر آن متاع شگرف خانه نهند، ج ، رُفوف . (آنندراج ) (منتهی الارب ). چوبی پهنا و عریض که هر دو طرف در دیوار کرده بر آن متاع شگرف خانه نهند و هو شبه الطاق . (ناظم الاطباء). طاق گونه ای که در آن کالاهای طرفه ٔ خانه را گذارند. ج ، رُفوف و رِفاف . (از اقرب الموارد). رجوع به رَف شود. || رِف ّ. شتر کلان هیکل . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || رمه . ج ، رفوف . (مهذب الاسماء). دسته ای از گاویا پرنده . (از اقرب الموارد). گله ٔ گاوان و رمه از میش یا از مطلق گوسپند. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || آب دهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). هر ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || جای باش شتر و گوسپند که از شاخ درخت و چوب سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای باش اغنام . (از اقرب الموارد). || نوعی از خوردن شتر و گوسپند. || نیکویی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خواربار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || جامه ٔ تنک نرم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || فراخی دامن جامه به ثوب دیگر. || تب هرروزه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سكو، طاقچه shelf, ref رفوف، رف الدكان، الرف الصخري، لوح خشب، الرف referans réf ref Árbitro rif تاقچه، فلات قاره، هر چیز تاقچه مانند
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر