شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rey'
ree  |

ریع

معنی: ریع. [ رَ ](ع مص ) گوالیدن و فزون گشتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زیادت شدن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). || زیادت کردن .(المصادر زوزنی ). || میل کردن و بازگشتن .(از منتهی الارب ) (از آنندراج ). بازگشتن : راع عنه و الیه ریعاً. (از اقرب الموارد). بازگشتن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). واگشتن . (المصادر زوزنی ). بازگردیدن . (منتهی الارب ). || ترسیدن : راع منه ریعاً. (از اقرب الموارد). || پاکیزه شدن گندم : راعت الحنطة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || افزون شدن شتران و بسیار شدن بچه های آنها. (ناظم الاطباء). || نیکو برآمدن نان از تنور و طعام از دیگ . گویند: راع الطعام ؛ اذا صار له زیادة فی العجن و الطبخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || درخشیدن سراب و نمایان و ناپدید شدن آن . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).
... ادامه
412 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی: رَیع] [قدیمی]
مختصات: (رَیا رِ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rey'
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 280
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
ree
ترکی
ree
فرانسوی
réé
آلمانی
ree
اسپانیایی
ree
ایتالیایی
ree
عربی
ري
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ریع" در زبان فارسی به معنای "بیدار" یا "هوشیار" است و در برخی متون قدیمی به کار می‌رود. اما اگر منظورتان از "ری" یا "رعی" (که به معنی "نظارت" یا "حضور" نیز می‌آید) باشد یا به عبارتی دیگر، لطفاً دقیق‌تر بنویسید.

به طور کلی، در شناخت قواعد نگارشی و قواعدی که به کلمات خاص مربوط می‌شود، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. نویسه‌نگاری: دقت در نگارش صحیح کلمات و رعایت املای آن‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. استفاده از آن‌ها در متن باید با ساختار جملات هماهنگ باشد.

  2. ترکیب کلمات: در استفاده از این قبیل کلمات در جمله، باید به نوع ترکیب آن‌ها و معنی مطلوب توجه کرد.

  3. قید و نحو: استفاده از کلمات باید در بافت و نحوی درست صورت گیرد. به عنوان مثال، این کلمه می‌تواند به عنوان قید، اسم یا صفت در جملات مختلف استفاده شود.

اگر اطلاعات بیشتری در مورد منظر خاص یا کاربرد آن در متن‌های مختلف دارید، خوشحال می‌شوم که بیشتر کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

کلمه "ریع" به معنای "جهت" یا "سوی" در فارسی استفاده می‌شود. در اینجا چند مثال برای آن آورده شده است:

  1. او به ريع منزل خود رفت و تمام وسایلش را برداشت.
  2. در این سفر، ريع ما به سمت شمال بود.
  3. وی در ريع این پروژه تصمیمات مهمی گرفت.
  4. درختان در ريع جاده به زیبایی کاشته شده‌اند.
  5. ريع کوهستان به سمت دریا بسیار زیباست.

اگر سوال خاصی دارید یا به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری