جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سائل . [ ءِ ] (اِخ ) در تحفه ٔ سامی آمده : سید سائل از سادات صحیح النسب کاشان است و در شعر بقصیده گوئی مایل . در قصیده تتبع دریای اسرار امیرخسرو میکند. این بیت از قصیده ٔ اوست : ظالم ار بر چرخ راند باد پای سلطنت آه مظلوم از پی او همچو باد صرصراست . (تحفه ٔ سامی ص 35). در همان کتاب بلافاصله در شرح حال امیر رازی گوید ولد میر سائلی مذکور است . 1-صفت
2- سايل، فقير، گدا، متكدي
3- پرسشگر، پرسنده 1- پاسخگو beggar, mendicant, loafer, maunder, moocher, asking, fluid, liquid, questioner شحاذ، متسول، فقير معدم، جامع تبرعات، فتي، حدث، أجل عن soru soran questionneur fragesteller preguntador interrogante گرفتار فقر و فاقه، درویش، دربدر، ادم عاطل و باطل، ولگرد، پرسه زن، خواستار، خواهان، سیال، روان، ابگونه، نرم وا بکی، پول شدنی، چیز ابکی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر