جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ساغری . [ غ َ ] (ترکی ، اِ) چرمی است که از پوست کفل خر ساخته میشود و رویش ناهموار است . (فرهنگ نظام ). ساغری را نیز [ چسته ] گویند و آن را از پوست کفل گورخر و اسب و استر و خر و الاغ سازند و از آن کفش و چیزهای دیگر دوزند. (برهان ). چرم کفل اسب و یاخر که از آن کفش سازند. (استینگاس ). کیمخت و چسته وپوست خر و یا پوست دباغی شده . (ناظم الاطباء). نام پوستی که به کیمخت شهرت دارد. (آنندراج ) : فتاده زاهد خر را بپوست جامه ٔ من برای تیغ شود ساغری همیشه غلاف . شفیع اثر (از آنندراج ). || بعضی بمعنی مطلق کیمخت که تیماج است نوشته اند. (فرهنگ نظام ). لغت ترکی است . جلد ساغری ؛ نوعی از چرم . (دزی ). || فاصله از دم تا مقعد اسب . (استینگاس ). کفل اسب . (ناظم الاطباء)، و آن [ کیمخت ] پوست کفل و ساغری اسب و خر است که بنوعی خاص دباغت کنند. (برهان در ماده ٔ کیمخت ) : در آن جوی کسی اسبی می شست و دست در ساغری ودم او می کشید مولانا ساغری از خواجه پرسید ساغری و دم این اسب بچه ماند؟ خواجه گفت ساغری او به روی ساغری و دم او به ریش ساغری . رجوع به لطائف الطوائف ص 239 شود. || قسمی کفش مخصوص علما و طلاب قدیم بی پشت پاشنه ، با پاشنه ٔ بلند، کبودرنگ ، و چرم و رویه ٔ آن گرههای خردتر از گرههای نارنج داشت و این نوع کفش در مقابل نعلین بود که زردرنگ و بدون پشت پاشنه و پاشنه بود و نوک کمی برگشته داشت . رجوع به صاغری شود. || نوعی از قماش . (استینگاس ) : کجا چو شمسی و سالوی وساغری کردند سرآیدارچه مه و مهر و آسمان آری . نظام قاری (دیوان البسه ص 107). چندی راه هندوستان پیموده مانند شمسی و سالوی و ساغری ... (ایضاً ص 152). ز هندوستان سالوی و ساغری رسیدند شمسی و دو چنبری . (ایضاً ص 182). 1- چرم دباغي شده، كيمخت
2- تيماج،
3- كفل اسب shagreen, saghri جلد خشن، الشغرين جلد غير مدبوغ sagri saghri saghri saghri saghri چرم دان دان، کمیت، نوعی پارچه ابریشمی دان دان، ساغر
کلمه "ساغری" در زبان فارسی به معنای ظرفی است که برای نوشیدن مایعات، به ویژه مشروبات الکلی، استفاده میشود. در نگارش این کلمه و استفاده از آن در جملات، قواعد و نکاتی وجود دارد که بهتر است مد نظر قرار گیرد:
نوشتار صحیح: کلمه "ساغری" به همین شکل و با این املاء نوشته میشود. توجه داشته باشید که املای کلمات در فارسی باید صحیح و مطابق با قواعد نگارش باشد.
استفاده از حروف و اعراب: در صورتی که در متن نیازی به اعرابگذاری باشد، معمولاً اعرابگذاری بر اساس نحوه تلفظ کلمه انجام میشود. "ساغری" به صورت "ساغَری" تلفظ میشود.
نکتههای نگارشی:
بعد از کلمه "ساغری" میتوان از ویرگول (،) یا نقاط (.) برای جداسازی جملات استفاده کرد.
در استفاده تبعیضی یا زیباییشناسی متن، میتوان از استعارهها یا تشبیههایی که ساغر را معرفی میکنند، استفاده کرد (مثلاً "ساغری پر از عشق").
جملهسازی: در جملات میتوانید از کلمه ساغری به شیوههای مختلف استفاده کنید:
"او با ساغری در دست به مجلس آمد."
"ساغری پر از نوشیدنی بر روی میز قرار داشت."
ثبات در نوشتار: در نگارش متونی که شامل کلمات مربوط به فرهنگ یا آداب نوشیدن است، باید تلاش شود که استفاده از کلمات به صورت ثابت و یکدست باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "ساغری" به درستی و به شکل زیبا در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ساغری" در جمله آورده شده است:
در کنار شمعهای روشن، ساغری از شراب قرمز بر روی میز قرار داشت.
او با احترام ساغری به دست گرفت و به مهمانانش نوشیدنی تعارف کرد.
در شعرهای عاشقانه، غالباً به تصویر ساغری اشاره میشود که نماد عشق و سکوت است.
ساغری که از طلای خالص ساخته شده بود، زیبایی خاصی به مهمانی بخشیده بود.
در داستانهای قدیمی، همیشه ساغری پر از رازها و داستانهای ناگفته وجود دارد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!