شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sāqari
shagreen  |

ساغری

معنی: ساغری . [ غ َ ] (اِخ ) (مولانا...) از شاعران قرن نهم و معاصران و معاشران عبدالرحمن جامی و از ولایت ساغر و مقیم هرات و مردی ساده دل و بدشعر بود. بسال 877 هَ . ق . هنگام عزیمت جامی بسفر حج ، وی و شاعری دیگر بنام ویسی ابتدا بهمسفری او رغبت نمودند و بعد هریک ببهانه ای از سفر خودداری کردند. میر سهیلی (امیرشیخم سهیلی ) این قطعه در هجو آن دو سرود:
ویسی و ساغری به عزم جزم
گشته بودند هر دوشان سفری
لیک از آن راه هر دو واماندند
آن یک از بی خری و این ز خری !
این مطلع از ساغری است :
تا شنیدم که توان لعل ترا جان گفتن
آتشی در دلم افتاد که نتوان گفتن .
وی از جامی دستوری خواست که این بیت را برای کسب شهرت در چهار سوق آویزند. جامی گفت ترا نیز باید کنار شعر بیاویزندتا قائل شعر معلوم تر باشد. ساغری از این نکته رنجیدو ببدگویی از جامی آغازید. جامی این قطعه بدو فرستاد:
ساغری میگفت : دزدان معانی برده اند
هر کجا در شعر من یک معنی خوش دیده اند
دیدم اکثر شعرهایش را یکی معنی نداشت
راست میگفت اینکه معنیهاش را دزدیده اند!
و در مقابل گله های ساغری ، جواب داد: من «شاعری » گفته ام و ظریفان شهرآن را تصحیف کرده اند. در لطائف الطوائف آمده : مولاناساغری ریشی دراز داشت . روزی در سر خیابان بر کنار جوئی با خواجه ضیاءالدین یوسف فرزند هفت ساله ٔ جامی ایستاده بود و در آن جوی کسی اسبی می شست و دست در ساغری و دم او میکشید. مولانا ساغری از خواجه پرسید: «ساغری و دم این اسب به چه میماند؟» خواجه گفت : «ساغری او به روی ساغری ، دم او به ریش ساغری !». این مطلع نیزساغری راست :
چشم دُربار من و ابر بهارست یکی
ناله ٔزار من و صوت هزارست یکی .
رجوع به ترجمه ٔ مجالس النفائس علیشیر نوائی چ حکمت ص 32 و 205 و تذکره ٔ صبح گلشن چ هند و قاموس الاعلام ترکی و جامی ، علی اصغر حکمت ص 107 و 108 و ریحانة الادب ج 2 ص 148 بنقل از سفینة الشعرا شود.
... ادامه
793 | 0
مترادف: 1- چرم دباغي شده، كيمخت 2- تيماج، 3- كفل اسب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از ترکی] [قدیمی]
مختصات: ( ~ .) [ تر. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم فامیل
آواشناسی: sAqari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1271
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
shagreen | saghri
ترکی
sagri
فرانسوی
saghri
آلمانی
saghri
اسپانیایی
saghri
ایتالیایی
saghri
عربی
جلد خشن | الشغرين جلد غير مدبوغ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ساغری" در زبان فارسی به معنای ظرفی است که برای نوشیدن مایعات، به ویژه مشروبات الکلی، استفاده می‌شود. در نگارش این کلمه و استفاده از آن در جملات، قواعد و نکاتی وجود دارد که بهتر است مد نظر قرار گیرد:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "ساغری" به همین شکل و با این املاء نوشته می‌شود. توجه داشته باشید که املای کلمات در فارسی باید صحیح و مطابق با قواعد نگارش باشد.

  2. استفاده از حروف و اعراب: در صورتی که در متن نیازی به اعراب‌گذاری باشد، معمولاً اعراب‌گذاری بر اساس نحوه تلفظ کلمه انجام می‌شود. "ساغری" به صورت "ساغَری" تلفظ می‌شود.

  3. نکته‌های نگارشی:

    • بعد از کلمه "ساغری" می‌توان از ویرگول (،) یا نقاط (.) برای جداسازی جملات استفاده کرد.
    • در استفاده تبعیضی یا زیبایی‌شناسی متن، می‌توان از استعاره‌ها یا تشبیه‌هایی که ساغر را معرفی می‌کنند، استفاده کرد (مثلاً "ساغری پر از عشق").
  4. جمله‌سازی: در جملات می‌توانید از کلمه ساغری به شیوه‌های مختلف استفاده کنید:

    • "او با ساغری در دست به مجلس آمد."
    • "ساغری پر از نوشیدنی بر روی میز قرار داشت."
  5. ثبات در نوشتار: در نگارش متونی که شامل کلمات مربوط به فرهنگ یا آداب نوشیدن است، باید تلاش شود که استفاده از کلمات به صورت ثابت و یکدست باشد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "ساغری" به درستی و به شکل زیبا در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ساغری" در جمله آورده شده است:

  1. در کنار شمع‌های روشن، ساغری از شراب قرمز بر روی میز قرار داشت.
  2. او با احترام ساغری به دست گرفت و به مهمانانش نوشیدنی تعارف کرد.
  3. در شعرهای عاشقانه، غالباً به تصویر ساغری اشاره می‌شود که نماد عشق و سکوت است.
  4. ساغری که از طلای خالص ساخته شده بود، زیبایی خاصی به مهمانی بخشیده بود.
  5. در داستان‌های قدیمی، همیشه ساغری پر از رازها و داستان‌های ناگفته وجود دارد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: چرم دان دان، کمیت، نوعی پارچه ابریشمی دان دان، ساغر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری