جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سر برتافتن . [ س َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از نافرمانی کردن و یاغی شدن . (برهان ) (آنندراج ). اعراض کردن . دوری جستن : پس مردمان کابل سر برتافتند. (تاریخ سیستان ). چه وقت آید کزین به دست یابیم ز حق خدمتت سر برنتابیم . نظامی . سرش برتافتم تا عاقبت یافت سر از من لاجرم بدبخت برتافت . سعدی . راستی را سر ز من برتافتن بودی صواب گر چو کژبینان به چشم ناصوابت دیدمی . سعدی . take off خلع، نزع، سحب، طار، حاكى، اقتلع، بتر، طوق، حلق، قلع، انصرف، كشف، اخلع
واژه "سر برتافتن" در زبان فارسی ترکیب از دو کلمه "سر" و "بر تافتن" است. این ترکیب به معنای "سر بلند کردن" یا "افتخار کردن" به کار میرود و در متون ادبی و شعرهای فارسی بیشتر دیده میشود. در اینجا چند نکته دربارهی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه ذکر میشود:
نوشتار صحیح: همواره باید از نگارش صحیح این کلمه اطمینان حاصل کنید. درستترین شکل آن "سر برتافتن" است.
فعل: این ترکیب به عنوان یک فعل به کار میرود و در جملات میتواند با فاعل و مفعول مناسب قرار گیرد. مثلاً: «او در برابر ظلم سر برتافت.»
مقدار و حالت: این فعل میتواند به شکلهای مختلف (حاضر، گذشته) صرف شود. مثلاً: «او سر برتافت» (گذشته) یا «او سر برمیتافت» (حاضر).
کاربرد ادبی: این کلمه بهخصوص در اشعار و نثرهای ادبی برای توصیف وقایع یا حالات شخصی به کار میرود و میتواند بار معنایی عمیقتری داشته باشد.
ترکیبهای مشابه: در نظر داشته باشید که ممکن است ترکیبهای مشابه دیگری نیز وجود داشته باشد که مفهوم مشابهی داشته باشند، اما از نظر سبک و لحن متفاوت باشند.
استفاده از "سر برتافتن" بهخصوص در متون ادبی و شعری، بیانگر افتخار، شجاعت و ایستادگی در برابر مشکلات است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر