شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

se(a)zā
reward  |

سزا

معنی: سزا. [ س ِ / س َ ] (ص ) پهلوی «سچاک « »سچاکیها» (شایسته ، شایستگی ) از ریشه ٔ «سچ » . «سچاک وار». رجوع به سزاوار و سزیدن شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). لایق و سزاوار. (برهان ) (جهانگیری ). لایق و درخور. (آنندراج ) :
ز ده گونه ریچال و ده گونه وا
گلوبندگی هریکی را سزا.
ابوشکور.
دلیری ز هشیار بودن بود
دلاور سزای ستودن بود.
فردوسی .
بفرمود تا جایگه ساختند
ورا چون سزابود بنواختند.
فردوسی .
شاد باد آن بهمه نیک سزا
و ایمن از نکبت و از شور و ز شر.
فرخی (دیوان ص 184).
ناز اگر خوب را سزاست بشرط
نسزد جز ترا کرشمه وناز.
فرخی .
ایزد ار ملک و ولایت بسزا خواهد داد
ملکی یافت سزاوار بملک عالم .
فرخی .
خدای دادش هرچ آن سزا و درخور اوست
مثل زنند که درخور بود سزا بسزا.
عنصری .
او بد سزای صدر جهان ناسزا نکرد
این کار کو بکرد جزاز بهر ما نکرد.
منوچهری .
چو بیند جامه های سخت نیکو
بگوید هریکی را چند آهو
که زرد است این سزای نابکاران
کبود است این سزای سوگواران .
(ویس و رامین ).
امیر رضی اﷲ عنه برسیدن این بشارت تازگی تمام یافت و فرمود تا استقبال او بسیجیدن سخت بسزا. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 40).
دگر هرکه را بد سزا هدیه داد
بنامه بسی پوزش آورد یاد.
اسدی .
نه هر جایگه راست گفتن سزاست
فراوان دروغ است کان به ز راست .
اسدی .
ازایرا سزا نیست اسرار حکمت
مر این بی فساران بی رهبرانرا.
ناصرخسرو.
کسری پشت پای بهرام ببوسید و گفت سزای تاج و تخت تویی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 78).
سبحان اﷲ مرا نگوید کس
تا من چه سزای بند سلطانم .
مسعودسعد.
جمال عترت و فخر شرف علی که بعلم
اگر عدیل علی خوانمش سزا باشد.
ادیب صابر.
تا سزا باشد ثنا گستردن آل رسول
بنده در عالم بنام تو ثناگستر شود.
سوزنی .
و آنکه رادوست بانصاف برد
منوازش که سزای ستم است .
خاقانی .
جان چو سزای تو نیست باد بدست جهان
مهر چو مقبول نیست خاک بفرق نگین .
خاقانی .
چو خون در تن ز عادت بیش گردد
سزای گوشمالی نیش گردد.
نظامی .
یکی گفتا سزای بزم شاهان
شکر نامی است در شهر سپاهان .
نظامی .
گر تو بکشی چو شمع صدبارم
چون آن تو کنی بدان سزا باشم .
عطار.
اگر زیردستی بیفتد سزاست
زبردست افتاده مرد خداست .
عطار.
نه هر شاهی سزای تاج و تخت است
بشطرنج اندرون هم شاه باشد.
ابن یمین .
سزای قدر تو شاها بدست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی .
حافظ.
جزای عدل نور و رحمت آمد
سزای ظلم لعن و ظلمت آمد.
شبستری .
- امثال :
سزا بسزا در خور است .
سزا را بسزاوار ده .
سزای حلق ملحد تیغ کافر.
سزای گران فروش نخریدن است .
سزای نیکی بدی است .
|| (اِ) پاداش نیکی و بدی . (برهان ) (جهانگیری ) (رشیدی ) (آنندراج ).کیفر :
سزاشان ببخشید بسیار چیز
یکی دایه با وی فرستاد نیز.
فردوسی .
امیر گفت ... من از وی خشنودم و سزای آنکس که در باب وی این محال گفت فرمودیم . (تاریخ بیهقی ). علی حاجب که امیر را نشانده بود، فرمودیم تا بنشاندند و سزای وی بدست او دادند. (تاریخ بیهقی ). و منادی کردند که هرکس که خداوند خویش را بکشد ویرا سزا این است . (تاریخ بیهقی ).
بسوزند چوب درختان بی بر
سزا خود همین است مر بی بری را.
ناصرخسرو.
هرکه به لابه ٔ دشمن فریفته شود... سزای او این است . (کلیله و دمنه ).
همچنین بخش تا چنین گویند
که سزا را سزا فرستادی .
خاقانی .
... و با او نه بر طریق مجاملت معامله کند سزای او این باشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
هرکو چو روزگار ره غدر میرود
از روزگار هم بستاند سزای خویش .
کمال الدین اسماعیل .
چون بد و نیک را سزایی هست
گفت و ناگفت را جزایی هست .
امیرخسرو دهلوی .
|| (ص ) موافق . (برهان ) (جهانگیری ) :
صد منم من که درشود به ثبات
هرچه آید سزا بطبع فراز.
مسعودسعد.
... ادامه
518 | 0
مترادف: 1- جزا، عقوبت، قصاص، گوشمال، مجازات 2- تقاص، تلافي 3- سزاوار، شايسته، لايق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: sačāk]
مختصات: (س )
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sezA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 68
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
reward | punishment , retribution , remuneration , requital
ترکی
ceza
فرانسوی
châtiment
آلمانی
bestrafung
اسپانیایی
castigo
ایتالیایی
punizione
عربی
مكافأة | كافأ , جائزة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سزا" در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار می‌رود و از نظر نگارشی و دستوری نکات زیر قابل توجه است:

  1. معنی: "سزا" به معنای حق، سزاواری، و یا مجازات برای عمل انجام‌شده است. می‌توان آن را در جملات مختلف به کار برد.

  2. جملات نمونه:

    • او به خاطر کارهایش سزا دارد.
    • هر انسانی باید به آنچه سزاوار است، دست یابد.
  3. نکات نگارشی:

    • هنگام استفاده از "سزا" در جمله، باید به ساختار جمله توجه کنید. این کلمه معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود.
    • مانند سایر کلمات فارسی، "سزا" باید با توجه به قواعد مربوط به صرف و نحو جمله به کار رود.
  4. قید و وصف:

    • "سزا" می‌تواند توصیف شود یا توسط قید و صفاتی مانند "بیشتر"، "کمتر"، و "بهترین" تقویت شود. مثلاً: "این رفتار او سزاوارترین عمل بود."
  5. جایگاه در جمله:
    • کلمه "سزا" معمولاً در جایگاه مفعول یا مبتدای جمله قرار می‌گیرد، به ویژه زمانی که درباره حقوق یا مجازات صحبت می‌شود.

توجه به این نکات می‌تواند به بهبود نگارش و بیان شما در زبان فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سزا" در جمله آورده شده است:

  1. او با تلاش زیاد به موفقیت رسید و این دستاورد را سزاوار خود می‌داند.
  2. رفتار نیکوی او باعث شد که دیگران او را به عنوان فردی سزاوار احترام بشناسند.
  3. معلم به دانش‌آموزانی که درس خود را به خوبی خوانده بودند، سزا داده و آن‌ها را تشویق کرد.
  4. او احساس می‌کرد که این شکست سزاوارش نبود و تلاش بیشتری می‌کند.
  5. برای ترویج فرهنگ احترام، باید به دیگران سزا بدهیم و از رفتارهای ناپسند دوری کنیم.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا موضوع خاصی مدنظرتان هست، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: پاداش، جایزه، اجر، انعام، مزد، تنبیه، تادیب، گوشمالی، کیفر، تلافی، کیفری، پرداخت، ثواب، تاوان، عقبی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری