جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: طاق . (اِ) آزاددرخت . برگش پهنا ندارد. رجوع به «هَدَب » در قاموس و جز آن شود. طاق ، شامل دو نوع است : یکی مخصوص بسوزانیدن هیمه ، که آن را طاق نامند و یکی حب الزلم است از نخود بزرگتر و شبیه به عناب در رنگ و شیرینی و مغز دانه ٔ او بسیار لذیذ است و نیز گویند: طاق اسم درختی است که آن را به فارسی سایه خوش نامند و ثَمر آن بقدر کُنار کوچکی سبزرنگ است و آتش اخگر آن مدتی میماند و گفته اند آزاددرخت است و ثَمر آن را تاخک مینامند. درخت غضاة. (منتهی الارب ). || ودر تداول جنوب خراسان (گناباد) طاق را هم بر درخت مو و تاک اطلاق کنند و هم آن را به معنی درختی صحرائی به کار برند که برای سوختن است . || درختانی که فروع و شاخ نداشته باشند. رجوع به طاقات شود. 1-اسم
2- درگاه، سقف
3- رف، طاقچه
4- رواق
5- آسمان، فلك، سپهر
6- ايوان
7- انحنا، خميدگي،
8-
9- تاك، رز، مو،
10- قوس، وتر
11- تاق، تك، تنها، فرد، يگانه، يكتا جفت
1- ردا، طيلسان
2- تا، لنگه
3- زيتون
4- تا، دست، طاقه vault, arch, roof, cupola, dome, odd number, one piece, big top, tent, welkin, odd, the arch قبو، مدفن، سرداب، قنطرة، وثب، القبة الزرقاء، عقد قنطري، سماء، وثبة، عقد، قفز، قنطر kemer l'arc der bogen el arco l'arco جهش، گنبد، غار، سردابه، هلال طاق، کمان، بام، پوشش، بام خانه، مسکن، قبه، کلاهک، قلعه گرد، نمایش بزرگ سیرک، چادر، خیمه، چتر، سایبان، توجه، فلک، گنبد نیلگون، هوا، دارای بنیه محکم و قوی، عجیب و غریب، عجیب، غیر عادی، تک
کلمه "طاق" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و بسته به زمینه مورد استفاده، ممکن است دستور زبان و نگارشی خاصی را دنبال کند. در ادامه به بررسی این کلمه و برخی از قواعد مرتبط با آن میپردازیم:
معنا:
"طاق" به معنای قوس و یا سازهای که بر روی آن بار قرار میگیرد، استفاده میشود. همچنین میتوان به معنای "طاقچه" یا "سرپناه" نیز اشاره کرد.
نحو:
این کلمه میتواند به عنوان اسم در جمله به کار برود و معمولاً فاعل، مفعول یا مضافالیه باشد.
مثلاً: "طاق در معماری ایرانی بسیار مهم است."
صرف و نحو:
"طاق" یک اسم غیرمفرد است و در حالت جمع به "طاقها" تبدیل میشود.
کاربرد در جملات:
جملات را میتوان با این کلمه ساخت. مثلاً:
"طاقهای زیبا در این مسجد به چشم میخورند."
"معماری این طاق بسیار هنرمندانه است."
توجه به کلمات هممعنی:
به کار بردن کلمات هممعنی یا مترادف برای تنوع در نوشتار میتواند مفید باشد. مانند "قوس"، "سازه"، "سرپناه" و ...
نگارش:
در نگارش باید به نگارش درست و صحیح کلمات توجه شود. مثلاً باید دقت کرد که "طاق" با الفاظ دیگر اشتباه نشود.
با رعایت این قواعد، میتوان از کلمه "طاق" به طور صحیح و مؤثر در متون مختلف استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
طاقهای قدیمی این بنا نشاندهنده سبک معماری بینظیر آن دوره هستند.
در زیر طاق بزرگ مسجد، احساس آرامش خاصی به من دست داد.
هنرمندان با استفاده از کاشیهای رنگی، طاقهای زیبا و جذابی را طراحی کردهاند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: جهش، گنبد، غار، سردابه، هلال طاق، کمان، بام، پوشش، بام خانه، مسکن، قبه، کلاهک، قلعه گرد، نمایش بزرگ سیرک، چادر، خیمه، چتر، سایبان، توجه، فلک، گنبد نیلگون، هوا، دارای بنیه محکم و قوی، عجیب و غریب، عجیب، غیر عادی، تک
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر