جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عقار. [ ع ُ ] (ع اِ) برگزیده ٔ رخت و اسباب که جز در عید و نحو آن استعمال نکنند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَقار. و رجوع به عَقار شود. || نوعی از جامه ٔ رنگین . (منتهی الارب ). نوعی از لباسها که سرخ رنگ است . (از اقرب الموارد). نوعی از جامه های سرخ . (دهار). || برگزیده ٔ مال و علف و گیاه . (از اقرب الموارد). || می ، بدان جهت که پیوسته در خنور باشد، یا بدان جهت که بازدارد نوشنده را از رفتار. (منتهی الارب ). خمر، به جهت ملازمت آن «دن » را. (از اقرب الموارد). می . (دهار). خمر. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (اختیارات بدیعی ) (مخزن الادویه ). شراب و خمر. (الفاظ الادویة). باده . راح . قهوه . قرقف . مدام . مل . نبیذ : خجسته بادش نوروز وهمچنان همه روز به شادکامی بر کف گرفته همی به جام عقار. فرخی . به غزو کوشد و شاهان همی بجستن کام به جنگ یازد و شاهان همی به جام عقار. فرخی . مرغ در باغ چو معشوقه ٔ سرکش گشته ست که ملک را سر آن شد که زند جام عقار. منوچهری . چرخ است ولیکن نه درو طالع نحس است خلد است ولیکن نه درو جوی عقار است . منوچهری . سرو از عقیق باشد، کوه از عقار باشد این مستعیر باشد، آن مستعار باشد. منوچهری . دشت گلگون شد گوئی که پرندستی آب میگون شد گوئی که عقارستی . ناصرخسرو. سوی گلبن زرد استام زرد سوی لاله ٔ سرخ جام عقار. ناصرخسرو. عقار خواه خوش و لعل جام با ممزوج که سست گردد طبع عقار از آتش و آب . مسعودسعد. پنداشتند که این مقدار از فعل عقار باشد. (جهانگشای جوینی ). رزق ما از کاس زرین شد عقار وان سگان را آب تتماج از تغار. مولوی . با خودآمد او ز مستی عقار زان گنه گشته سرش خانه ٔ خمار. مولوی . گفت ای رندان چه حال است این چکار هیچ خمی در نمی بینم عقار. مولوی . 1- آب وزمين، املاك، سزا
2- كالا، متاع real estate, realty, fixture, immovables, premises عقار، أملاك ثابتة أراضى، العقارات emlak immobilier immobilie bienes raíces immobiliare اموال، دارایی غیر منقول، ملک، لوازم نصب کردنی، اثاثه ثابت، چیز ثابت
real estate|realty , fixture , immovables , premises
ترکی
emlak
فرانسوی
immobilier
آلمانی
immobilie
اسپانیایی
bienes raíces
ایتالیایی
immobiliare
عربی
عقار|أملاك ثابتة أراضى , العقارات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "عقار" در زبان فارسی به معنای «ملک» یا «املاک» استفاده میشود و اغلب در مباحث حقوقی و ملکی کاربرد دارد. در مورد نگارش و القابی که میتوان به این کلمه نسبت داد، به برخی از نکات زیر میتوان اشاره کرد:
نقطهگذاری: در نگارش فارسی، باید توجه داشت که از نقطهها به درستی استفاده شود. به عنوان مثال، در زبانی که از "عقار" استفاده میشود، معمولاً نیازی به نقطهگذاری اضافی نیست مگر در ابتدای جمله یا در موارد خاص.
ترکیبها و معانی: "عقار" معمولا در ترکیبهای خاصی به کار میرود، مانند "عقار ملکی"، "عقار تجاری" و غیره. استفاده از این ترکیبات میتواند به فهم بهتر مطلب کمک کند.
توافق با فعل و اسم: در جملات فارسی، باید توجه داشت که فعل و اسم با هم سازگاری داشته باشند. به عنوان مثال: "این عقار متعلق به من است."
قواعد جمع بستن: جمع "عقار" به صورت "عقارات" میباشد. در نوشتار، باید به این نکته توجه شود که جمع کردن کلمات به درستی انجام شود.
استفاده در متن: هنگام بیان مفهوم "عقار"، به منظور شفافسازی میتوان توضیحات بیشتری ارائه داد. مثلاً در متون حقوقی یا اقتصادی میتوان به تفکیک نوع عقار، وضعیت قانونی و غیره پرداخت.
تلفظ: در نوشتار فارسی، تلفظ صحیح کلمات نیز اهمیت دارد. "عقار" به صورت "a-ghār" تلفظ میشود.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "عقار" در متون خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
قیمت عقار در این منطقه به طور چشمگیری افزایش یافته است.
کارشناسان پیشبینی میکنند که بازار عقار در سال آینده رونق بیشتری خواهد داشت.
او تصمیم گرفت سرمایهگذاری خود را در عرصه عقار آغاز کند و چند ملک خریداری کرد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: اموال، دارایی غیر منقول، ملک، لوازم نصب کردنی، اثاثه ثابت، چیز ثابت