شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'oqad
contract  |

عقد

معنی: عقد. [ ع ُ ق َ ] (ع اِ) ج ِ عُقدة.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گره ها. رجوع به عقدة شود : و من شر النفاثات فی العقد. (قرآن 4/113)؛ و از شر زنان دمنده ٔ افسون در عقده ها و گره ها:
فغان من همه زان زلف بی تکلف اوست
فکنده طبع بر او بر هزار گونه عقد.
منجیک .
سنبل بسان زلفی با پیچ و با عقود
زلف آن نکو بود که بدو در عقد بود.
منوچهری .
قل اعوذت خواند باید کای صمد
هین ز نفاثات افغان وز عقد.
مولوی .
|| تحللت عقده ؛ خشم و غضب وی فرونشست و آرام گرفت . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).
... ادامه
2775 | 0
مترادف: 1- گردن بند، گلوبند 2- بند
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی]
مختصات: (عَ قْ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'aqd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 174
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
contract | concluding , wedding , agreement , knot , necklace , string , treaty
ترکی
sözleşme
فرانسوی
contracter
آلمانی
vertrag
اسپانیایی
contrato
ایتالیایی
contrarre
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عقد" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و از لحاظ نگارشی و قواعد زبان فارسی نکات زیر قابل توجه است:

  1. معنی کلمه: "عقد" به معنای پیمان یا توافقی است که بین دو یا چند طرف منعقد می‌شود. همچنین به معنای مراسم ازدواج نیز استفاده می‌شود.

  2. جمع کلمه: جمع "عقد" در زبان فارسی به صورت "عقود" است.

  3. استفاده در جملات:

    • برای بیان مفهوم قانونی یا رسمی: «عقد این قرارداد میان دو طرف معتبر است.»
    • در زمینه ازدواج: «آنها در یک مراسم زیبا عقد کردند.»
  4. نقش‌های گرامری: "عقد" می‌تواند به عنوان نام (اسم) در جملات استفاده شود و به واسطه ویژگی‌های زبان فارسی، می‌تواند مضاف و مضاف‌الیه نیز باشد. مانند: «عقد نکاح» یا «عقدی که بین دو طرف منعقد شد».

  5. نکات نگارشی:

    • استفاده از "عقد" به عنوان یک واژه‌ی جدی و رسمی، در متن‌های اداری و حقوقی رایج است.
    • در نوشتار رسمی، توجه به روان بودن جمله و اجتناب از ابهام در معانی مختلف "عقد" اهمیت دارد.
  6. تلفظ: تلفظ صحیح آن "عقد" (با قاف قویی) است و در گفتگوهای غیررسمی ممکن است به صورت "عقد" (با تلفظ خفیف‌تر قاف) نیز تلفظ شود.

با رعایت این نکات می‌توان به خوبی از کلمه "عقد" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مراسم عقد این زوج در یک مکان زیبا و تاریخی برگزار شد.
  2. عقد آنها با حضور خانواده‌ها و دوستان نزدیکشان به شکل سنتی انجام گردید.
  3. پس از مراسم عقد، مهمانان برای جشن و شادی به سالن پذیرایی رفتند.

واژگان مرتبط: قرارداد، پیمان، مقاطعه، کنترات، موافقت، عروسی، توافق، معاهده، گره، مشکل، غده، عقده، منگوله، طوق، رشته، ریسمان، نخ، سیم، سلسله، عهد، عهد نامه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری