جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فاش . (از ع ، ص ) آشکارا و ظاهر. (آنندراج ) (غیاث ). مخفف فاشی ، اسم فاعل از ریشه ٔ فشو است که لام الفعل آن در حالت نکره حذف میشود، و در زبان فارسی از دیرباز این کلمه و کلمه ٔ صاف بجای فاشی و صافی بکار میرفته است . مؤنث فاش ، فاشیة است . رجوع به اقرب الموارد شود : همین است فرجام و آغاز ما سخن گفتن فاش و هم راز ما. فردوسی . گفت ، لیکن فاش گردد از سماع کل ّ سِرّ جاوز الاثنین شاع . مولوی . اگر مشک خالص نداری مگوی وگر هست خود فاش گردد به بوی . سعدی (بوستان ). فاش میگویم و از گفته ٔ خود دلشادم بنده ٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم . حافظ. || مشهور. معروف . (یادداشت بخط مؤلف ) : فاش شد نام من به گیتی فاش من نترسم ز جنگ وز پرخاش . طاهر فضل . به نطق است و عقل آدمیزاده فاش چو طوطی سخنگوی و نادان مباش . سعدی (بوستان ). || همگانی و عمومی . آنچه همگان مرتکب شوند : جهل و بیباکی شده فاش و حلال دانش و آزادگی گشته حرام . ناصرخسرو. آشكار، آشكارا، ابراز، افشا، برملا، جلوه گر، ذايع، رسوا، ظاهر، عالم گير، علني، عيان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هويدا مخفي، ناآشكار، نهان manifest, open, obvious, overt, reveal ظاهر، جلي، واضح، برهن، ظهر، أبدى، قدم بيانا بحمولة السفينة، قائمة، البيان الأساسي، الوثيقة الأساسية، يظهر ortaya çıkarmak révéler aufdecken revelar svelare بارز، اشکار، ساطع، باز، سرگشاده، گشوده، روباز، علنی، بدیهی، هویدا، عمومی، نپوشیده
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر