license
98
4821
100
معنی کلمه فاش معنی واژه فاش
معنی:
فاش . (ص ) پراگنده . مبدل پاش است . (آنندراج ). صاحب صحاح الفرس کلمه را فارسی دانسته و چنین مینویسد: پراکنده شده و آشکاره شده باشد. (یادداشت بخط مؤلف ) : چو در کابل این داستان فاش گشت سر مرزبان پر ز پرخاش گشت . فردوسی . این حدیث به نیشابور فاش شد. (تاریخ بیهقی ).مترادف آشكار، آشكارا، ابراز، افشا، برملا، جلوه گر، ذايع، رسوا، ظاهر، عالم گير، علني، عيان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هويدامتضاد مخفي، ناآشكار، نهانانگلیسی manifest, open, obvious, overt, revealعربی ظاهر، جلي، واضح، برهن، ظهر، أبدى، قدم بيانا بحمولة السفينة، قائمة، البيان الأساسي، الوثيقة الأساسية، يظهرترکی ortaya çıkarmakفرانسوی révélerآلمانی aufdeckenاسپانیایی revelarایتالیایی svelareمرتبط بارز، اشکار، ساطع، باز، سرگشاده، گشوده، روباز، علنی، بدیهی، هویدا، عمومی، نپوشیده
مترادف:
آشكار، آشكارا، ابراز، افشا، برملا، جلوه گر، ذايع، رسوا، ظاهر، عالم گير، علني، عيان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هويدا
متضاد:
مخفي، ناآشكار، نهان
ترکیب:
(قید) [عربی: فاشٍٍ (= فاشی)]
مختصات:
(ق .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
fAS
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
381
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
manifest | open , obvious , overt , reveal
عربی
ظاهر | جلي , واضح , برهن , ظهر , أبدى , قدم بيانا بحمولة السفينة , قائمة , البيان الأساسي , الوثيقة الأساسية , يظهر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "فاش" در زبان فارسی به معنای "آشکار"، "روشن" یا "برملا" است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد استفاده از این کلمه اشاره میشود:
نحوه نوشتار : کلمه "فاش" به همین صورت و با حروف فارسی نوشته میشود و نیازی به استفاده از علائم نگارشی خاص ندارد.
جایگاه در جمله : معمولاً "فاش" به عنوان صفت، در جمله قبل از اسم میآید. مثلاً: "خبر فاش شد."
ترکیبات : این کلمه میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود، مانند "فاشکردن" که به معنای برملا کردن یا آشکار ساختن است.
سلطنت معنایی : "فاش" معمولاً برای توصیف چیزی استفاده میشود که به راحتی قابل مشاهده یا درک است. به عنوان مثال: "او احساساتش را فاش کرد."
استفاده در متنهای مختلف : میتوان از این کلمه در متون ادبی، رسمی و غیررسمی بهره برد، اما توجه به لحن و سبک متن هنگام استفاده از آن اهمیت دارد.
نحوه صرف : "فاش" یک صفت است و صرف نمیشود، اما میتواند در حالات مختلف به کار رود، مثلاً: "او فاش صحبت کرد" یا "خبر فاش شد."
با توجه به این نکات، میتوانید از کلمه "فاش" به درستی و در موقعیتهای مناسب استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او ناخواسته راز خانوادگی را فاش کرد و همه را شوکه کرد.
خبرنگار با افشای اطلاعات مهم، حقایق پنهان را فاش ساخت.
در یک مصاحبه، بازیگر تصمیم گرفت احساسات واقعی خود را فاش کند و درباره چالشهای زندگیاش صحبت کند.
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: بارز، اشکار، ساطع، باز، سرگشاده، گشوده، روباز، علنی، بدیهی، هویدا، عمومی، نپوشیده