جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فرد. [ ف ُ رُ ] (ع ص ) بی عدیل . (از منتهی الارب ). متفرد. (اقرب الموارد). سیف فرد؛ شمشیر باجوهر و بی عدیل . (منتهی الارب ). 1- تك، تنها
2- مفرد، واحد
3- جدا
4- ديار، شخص، كس، نفر
5- بي مانند، بي نظير، وحيد، يكتا، يگانه
6- طاق
7- عزب، مجرد، منفرد جفت individual, man, odd, man jack, roll, list, unique, single, unparalleled, only, unexampled, the person شخص، فرد، فذ، إنسان بشر أو شخص، ذو شخصية مميزة، فردي، شخصي، خاص، إفرادي، فريد، خصوصي adam homme mann hombre uomo مرد، انسان، مردی، بشر، ادم عجیب، نورد، گردش، فهرست، لوله، چرخش، سیاهه، جدول، شیار، صورت، عجیب و غریب، عجیب، غیر عادی، تک، منحصر به فرد، بی نظیر، یکتا، یگانه، بی همتا، غیر موازی، بی مانند، محض، بیگانه، بی سابقه
... ادامه
420|0
مترادف:1- تك، تنها
2- مفرد، واحد
3- جدا
4- ديار، شخص، كس، نفر
5- بي مانند، بي نظير، وحيد، يكتا، يگانه
6- طاق
7- عزب، مجرد، منفرد
individual|man , odd , man jack , roll , list , unique , single , unparalleled , only , unexampled , the person
ترکی
adam
فرانسوی
homme
آلمانی
mann
اسپانیایی
hombre
ایتالیایی
uomo
عربی
شخص|فرد , فذ , إنسان بشر أو شخص , ذو شخصية مميزة , فردي , شخصي , خاص , إفرادي , فريد , خصوصي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فرد" در زبان فارسی میتواند به معانی مختلفی به کار رود و دارای قواعد نگارشی خاصی است. در زیر به برخی از نکات مربوط به این کلمه و قواعد مربوط به آن اشاره میکنم:
معنی و کاربرد:
"فرد" به معنای یک نفر یا یک واحد از چیزی است. همچنین در برخی از زمینهها به معنای خاص بودن یا تنها بودن نیز استفاده میشود.
نحو و ساختار جمله:
"فرد" معمولاً به عنوان اسم در جملات به کار میرود. به عنوان مثال: "فردی باهوش و خلاق است."
حالتهای صرفی:
شکل جمع "فرد" در فارسی "افراد" است. به عنوان مثال: "افراد حاضر در جلسه."
حروف اضافه و ترکیبها:
"فرد" میتواند با حروف اضافه و دیگر اسمها ترکیب شود. مثلاً: "فردی از جامعه"، "فردی مستقل".
نکات نگارشی:
در نوشتار، کلمه "فرد" باید به درستی املاء و استفاده شود. از حروف بزرگ و کوچک به درستی استفاده کنید، بهطوری که در ابتدای جملات حروف اول کلمات با حرف بزرگ نوشته شود.
قواعد عمومی:
در نوشتار رسمی و غیررسمی، باید به کاربرد درست و صحیح کلمات توجه کرد و از جملات نامفهوم پرهیز نمود.
با رعایت این نکات، میتوانید در استفاده از کلمه "فرد" به درستی عمل کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
هر فردی باید به دنبال رشد و پیشرفت خود باشد.
این فرد با تلاش و کوشش، موفقیتهای بزرگی را تجربه کرده است.
فردی که به ما کمک کرد، واقعاً نیازی به تشکر ندارد، زیرا او همیشه در کنار ما بوده است.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مرد، انسان، مردی، بشر، ادم عجیب، نورد، گردش، فهرست، لوله، چرخش، سیاهه، جدول، شیار، صورت، عجیب و غریب، عجیب، غیر عادی، تک، منحصر به فرد، بی نظیر، یکتا، یگانه، بی همتا، غیر موازی، بی مانند، محض، بیگانه، بی سابقه