جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فضولی . [ ف ُ ] (ص نسبی ) آنکه کار بی فایده کند و در پی مالایعنی رود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که کار بیهوده کند. || آنکه بی جهت در امور دیگران مداخله کند، بدین معانی در فارسی «فضول » مستعمل است . (فرهنگ فارسی معین ) : عدو چو گشت فضولی حقیرتر گردد که تعبیه ست کمی در فزونی و آماس . سیدحسن غزنوی . از دهر زاد و دهر فضولی نمای را خون ریختی گرش نبدی حق مادری . خاقانی . - فضولی کردن : به صاحب ردی و صاحب قبولی نشاید کرد مهمان را فضولی . نظامی . || کسی است که او را نه ولی است و نه اصیل و نه وکیل . (تعریفات ). || درزی . (منتهی الارب ). خیاط. (اقرب الموارد). pry, intrusion, interference, officiousness, nosy نقب، تطفل، تصيد، حدق بامعان، بحث عن الأسرار، إسترق النظر، بحث، التدخل في شئون الأخرين meraklı curieux neugierig curioso ficcanaso کنجکاوی، اهرم، دیلم، فضول، دخول سرزده و بدون اجازه، دخالت، فضولی در کار دیگران
نقب|تطفل , تصيد , حدق بامعان , بحث عن الأسرار , إسترق النظر , بحث , التدخل في شئون الأخرين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فضولی" در زبان فارسی به معنای کنجکاوی یا دخالت در امور دیگران است. در نوشتار و نگارش این کلمه، توجه به برخی قواعد زبانی و نگارشی میتواند مهم باشد:
نوشتار صحیح: کلمه "فضولی" باید به همین شکل و با املای درست نوشته شود.
جنس کلمه: "فضولی" یک اسم است و در برخی موارد به عنوان صفت نیز استفاده میشود. توجه داشته باشید که در جملات باید به درستی به کار رود.
تلفظ: این کلمه به صورت "fazooli" تلفظ میشود. در گفتار، رعایت تلفظ صحیح در ارتباطات شفاهی اهمیت دارد.
کاربرد: میتوان از "فضولی" در جملات بهطور مثبت یا منفی استفاده کرد. به عنوان مثال:
"دخالت او در کارهای دیگران و فضولیاش کار درستی نبود." (منفی)
"کنجکاوی و فضولی در یادگیری چیزهای جدید میتواند مفید باشد." (مثبت)
مفاهیم مرتبط: علاوه بر فضولی، ممکن است با کلمات و عبارات دیگری مانند "کنجکاوی"، "دخالت" و "نظر دادن" در ارتباط باشد.
نکات نگارشی:
استفاده از فاصلهگذاری مناسب در جملات.
اجتناب از جملهسازیهای پیچیده و ابهامآمیز که ممکن است مفهوم را به هم بریزد.
بهطور کلی، در استفاده از کلمه "فضولی" باید به سیاق جملات و مفهوم موردنظر دقت کرد تا ارتباط بهتری برقرار شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه در کارهای دیگران فضولی میکند و نمیتواند خودش را از مسائل کنار بکشد.
فضولی در زندگی خصوصی دیگران میتواند باعث ایجاد تنش و ناراحتی شود.
من از فضولی در زندگی دیگران بیزارم و سعی میکنم به حریم خصوصی آنها احترام بگذارم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: کنجکاوی، اهرم، دیلم، فضول، دخول سرزده و بدون اجازه، دخالت، فضولی در کار دیگران