جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قدر. [ ق َ ] (ع اِ) اندازه ٔ چیزی . (منتهی الارب ) مقدار. (آنندراج ) : متحیر نه در جمال توام عقل دارم به قدر خود قدری . سعدی . فارغی از قدر جوانی که چیست تا نشوی پیر ندانی که چیست . سعدی . نه هر کس سزاوار باشد به صدر کرامت به فضل است و رتبت به قدر. سعدی . || میانه ٔ زین . || سر شانه . || (اِمص ) توانگری . توانائی . فراخی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خوبی . (آنندراج ). || ارزش ؛ اعتبار : چو وصل و مهر تو نبود چه قدر دارد عمر چو دوستی تو آمد چه قدر دارد مال . (سندبادنامه ). || بزرگی . (آنندراج ). عزّت : ایا رسیده به جائی کلاه گوشه ٔ قدرت که دست نیست بر آن پایه آسمان برین را. سعدی . - قدر آوردن ؛ ارزش داشتن : چه قدر آورد بنده ٔ حوردیس که زیر قبا دارداندام پیس . سعدی (از آنندراج ). - قدر چیزی یا کسی بردن ؛ بی ارزش و آبرو کردن آن : داریم صدهزار هنر و کس نمیخرد از بخت تیره قدر هنر برده ایم ما. ابونصر نصیرای بدخشانی (از آنندراج ). - قدر چیزی یا کسی شکستن ؛ بی ارزش و اعتبار کردن آن : بس که قدر گل رخان در دور حسن او شکست گل ز بس خواری تو پنداری قریب گلشن است . کلیم (از آنندراج ). || (مص ) کوتاهی کردن . (آنندراج ). || پایان کار نگریستن . (منتهی الارب ). || توانستن و قادر شدن . (آنندراج ). || اندازه کردن خدای حکم را و فرمان دادن . رجوع به قَدَر شود. || اندازه کردن چیزی را بر چیزی . || پختن : قدراللحم ؛ پخت گوشت را. || تنگ نمودن . || بزرگ داشتن . || به بزرگی صفت کردن . (منتهی الارب ). و از این باب است قول خدای تعالی : ما قدروا اﷲ حق قدره . (قرآن 91/6). || (اِ) (اصطلاح نجومی ) هر یک از مراتب کواکب در خردی و کلانی و اهل صناعت آن را شش مرتبه نهادند و در قدر اول پانزده کوکب بیش نیافتند و قدر دوم چهل و پنج کوکب یافتند و در قدر سیم دویست و هشت و در قدر چهارم چهارصد و هفتاد و چهار و در قدر پنجم دویست و هفده و در قدر ششم چهل و نه و این جمله هزار و هشت کوکب است و از این خردتر نه کوکب است دیگر که آن را خفیفه خوانند و خردتر از این نه پنج کوکب دیگر است که ایشان را سحابی خوانند که هر یکی از چند کوکب جمع گشته اند و این هزار و بیست و دو کوکب را در چهل و هشت صورت حصر کرده اند. (جهان دانش ).هر یک از مراتب خردی و کلانی ستاره ها. ج ، اقدار. و آن را عظم نیز خوانند و جمع آن اعظام . بدان که جمله کواکب مرصوده یکهزار و بیست و پنج اند و از این اشکال بروج و غیره مرکب شده اند هرگاه که مقادیر این کواکب مرصوده به اعتبار کلانی و کوچکی مختلف است ، پس شش قسم مقادیر قرار داده اند هر قسمی را از قدر علی حده است تفاوت هر قدر کمی ششم حصه است از یکدیگر پس کواکب قدر اول پانزده اند و کواکب قدر ثانی چهل و پنج و کواکب قدر ثالث دو صد و هشت و کواکب قدر رابع چهارصد و شصت و چهار و کواکب قدر خامس دو صد و هفده و کواکب قدرسادس چهل و هفت . (از شرح چغمنی فارسی ، از آنندراج ). 1- تقدير، سرنوشت، قضا
2- حكم، فرمان
3- توانا، قادر، قدرتمند، مقتدر،
4- توان، زور magnitude, value, importance, deal, valency, esteem, quantity, cost, significance, valence, appreciation حجم، مقدار، أهمية، قدر، كمية، عظمة، مبلغ، مدى إرتفاع الصوت، ضخامة takdir appréciation anerkennung apreciación apprezzamento بزرگی، اندازه، مقدار، اهمیت، شکوه، ارزش، ارج، بها، قیمت، اعتبار، نفوذ، شان، تقاضا، حد، سودا، ظرفیت، ارزایی، ظرفیت شیمیایی، بنیان، عزت، قرب، شهرت، رعایت ارزش، کمیت، عدد، چندی، هزینه، خرج، مفهوم، معنی، مفاد، واحد ظرفیت
حجم|مقدار , أهمية , قدر , كمية , عظمة , مبلغ , مدى إرتفاع الصوت , ضخامة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "قدر" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و برای نگارش صحیح آن باید به قواعد زیر توجه کنید:
معنی و کاربرد:
"قدر" به معنی ارزش یا اندازه است. مثلاً در عبارت "قدر خود را بدانید".
همچنین به معنای سرنوشت و قضا و قدر نیز به کار میرود. به عنوان مثال "قضا و قدر".
نحوهی نوشتن:
"قدر" به شکل استاندارد نوشته میشود و در نوشتار رسمی و نگارشی هیچگونه شکلی غیر از این ندارد.
در زبانهای دیگر یا در اشعار میتوان با بررسی دو معنی مختلف، به شکل ادبیتری استفاده کرد.
قواعد صرفی:
این کلمه از نظر صرفی تغییر نمیکند و به صورت مفعول یا فاعل نمیتواند تغییر کند. مثلاً "قدر" در جملاتی نظیر "قدر کتاب را بدانید" به همان صورت باقی میماند.
پیشوند و پسوند:
میتوان پسوندهایی به این کلمه افزود. به عنوان مثال "قدرتمند" که به معنای دارای قدرت است.
نحوهی تلفظ:
تلفظ آن "ghadr" میباشد. توجه به لهجه و گویش ممکن است در برخی مناطق مختلف باشد، اما تلفظ استاندارد همان "قدر" است.
آوردن در جملات:
برای استفادههای زیبا و ادبی، میتوانید آن را در جملات مختلف به کار ببرید: "قدر زمان را باید دانست" یا "احترام به دیگران، نشانهی قدر والدین است".
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "قدر" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
هر انسانی باید به خود و تواناییهایش قدر بدهد تا بتواند به موفقیتهای بزرگ دست یابد.
در روزهای سخت، باید قدر دوستان واقعیام را بدانم که همیشه در کنارش هستند.
والدین همیشه به فرزندانشان میآموزند که قدر نعمتهای زندگی را بشناسند و آنها را قدرتمندانه حفظ کنند.