جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: قطار. [ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آجرلو ااز بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 56000 گزی جنوب خاوری مراغه و 24500گزی خاوری شوسه ٔ شاهین دژ به میاندوآب . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن 125 تن میباشد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). 1- راسته، رده، رديف، صف
2- ترن train, row, tandem, file, rank, string قطار، قافلة، سلسلة، قطار سريع، قطار الأنفاق، تسلل أفكار، بطانة، سلسلة مسننات، خط البارود، طاقم، تدرب، درب، سحب، روض، جر، سافر بالقطار، يدرب tren former zug tren treno سلسله، رشته، دنباله، تله، دم، ردیف، سطر، خط، رج، دوپشته، جفت، دو اسبه، درشکه یا دوچرخه دو نفری، پرونده، سوهان، صورت، ضبط، رتبه، مقام، ترتیب، ریسمان، نخ، سیم
قطار|قافلة , سلسلة , قطار سريع , قطار الأنفاق , تسلل أفكار , بطانة , سلسلة مسننات , خط البارود , طاقم , تدرب , درب , سحب , روض , جر , سافر بالقطار , يدرب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "قطار" یکی از واژگان پرکاربرد در زبان فارسی است و دارای قواعد خاصی در نگارش و کاربرد است:
املا: کلمه "قطار" به صورت زینتی و صحیح نوشته میشود و از حروف "ق"، "ط"، "ا" و "ر" تشکیل شده است.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت /qætɒːr/ است، که در آن "ق" به صورت غنایی و "ط" به صورت تماسی ادا میشود.
نقطهگذاری: در جملات فارسی، اگر لازم باشد کلمه "قطار" در انتهای جمله بیاید، باید به آن نقطه گذاشته شود:
مثال: ما با قطار به سفر رفتیم.
آرایههای ادبی: در ادبیات فارسی، "قطار" میتواند به عنوان سمبل سفر، حرکت یا گذر زمان استفاده شود. به همین خاطر در اشعار و نثرها ممکن است کاربردهای ویژهای پیدا کند.
توافقهای جمع: برای جمع بستن کلمه "قطار" از "ها" استفاده میشود:
مثال: قطارها به موقع رسیدند.
کاربرد در جملات معمولی: کلمه "قطار" میتواند در جملات مختلف به کار رود، بهطور مثال:
"قطار ساعت 8 صبح حرکت میکند."
"من به خاطر تأخیر قطار، دیر رسیدم."
نکات فوق نشاندهندهی برخی از قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با کلمه "قطار" در زبان فارسی هستند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
دیروز با خانوادهام به سفر روی قطار رفتیم و مناظر زیبای طبیعت را تماشا کردیم.
قطار سریعالسیر جدید به سرعت و راحتی مسافران کمک میکند.
صدای زنگ قطار در ایستگاه باعث شد که مسافران به سمت سکوها بروند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سلسله، رشته، دنباله، تله، دم، ردیف، سطر، خط، رج، دوپشته، جفت، دو اسبه، درشکه یا دوچرخه دو نفری، پرونده، سوهان، صورت، ضبط، رتبه، مقام، ترتیب، ریسمان، نخ، سیم