جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کاری . (اِخ ) ابوالطیب عبدالجباربن الفضل بن محمدبن احمد از مردم کار (اصفهان ). وی از اباعبداﷲ محمدبن ابراهیم جعفر الفردی حدیث شنیدو از او ابوالقاسم هبة اﷲ بن عبد الوارث الشیرازی در معجم شیوخ (مشیخه ) خود یک حدیث روایت کرده است و گوید آن را از وی بافادت ابی ذکریا یحیی بن ابی عمروبن مندة، شنیده است . (از انساب سمعانی ورق 471 الف ). 1- كارگر
2- اثربخش، موثر
3- زحمتكش
4- ساعي، فعال، كارآمد، كارآ active, drastic, effective, energetic, curry, acting, impotence, impotency, work نشط، نشيط، فعال، ناشط، عامل، فعلي، جاهد، دائر، قائم فعلا، عملي، نفذ، بهمة دائمة، مفعم بالحيوية، حي iş travail arbeiten trabajar lavoro معلوم، کنشگر، کنشی، ساعی، شدید، جدی، قوی، عنیف، مفید، قابل اجرا، تاثیر پذیر، دارای انرژی، پرتکاپو، کارمایهای، زردچوبه هندی، بازیگری، کفیل، فعالیت، ایفای نمایش، جدیت، لاغری، ضعف جنسی، عجز، نا توانی، سستی کمر، عنن، کار
نشط|نشيط , فعال , ناشط , عامل , فعلي , جاهد , دائر , قائم فعلا , عملي , نفذ , بهمة دائمة , مفعم بالحيوية , حي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کاری" در زبان فارسی میتواند به عنوان یک صفت یا اسم مورد استفاده قرار گیرد و در بافتهای مختلف معانی و کاربردهای ویژهای دارد. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از "کاری" اشاره میکنم:
تقسیمبندی به عنوان اسم و صفت:
به عنوان اسم: "کار" به معنای عمل یا فعالیت.
به عنوان صفت: "کاری" به معنای وابسته به کار یا مرتبط با کار.
نحوه ترکیب:
"کاری" میتواند به صورت ترکیبی با اسامی دیگر نیز به کار رود، مانند "مسئولیت کاری" یا "حجم کاری".
نکات نگارشی:
در جملهها باید به توجه به ساختار جمله، "کاری" به درستی و در جای مناسب خود قرار گیرد. به عنوان مثال، "این پروژه نیاز به یک تیم کاری دارد."
در موقعیتهایی که "کاری" بهعنوان صفت استفاده میشود، باید دقت کرد که از نظر معنایی با اسمها و فعلهای موجود در جمله سازگاری داشته باشد.
اشتباهات معمول:
اشتباه در استفاده از "کاری" به جای "کار" و برعکس میتواند موجب نادرست بودن معنا شود. به عنوان مثال، "کار خوب" به معنای انجام فعالیت مثبت است در حالی که "کاری خوب" میتواند به پروژه یا وظیفهای که به خوبی انجام شده است اشاره داشته باشد.
استفادههای خاص:
گاهی "کاری" در ترکیبهای خاص مثل "سازمان کاری" یا "آئین کاری" مورد استفاده قرار میگیرد که معانی دقیقتری از خود به همراه دارند.
با توجه به این نکات، میتوانید به بهبود نگارش و استفاده مناسب از کلمه "کاری" در متون فارسی خود بپردازید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه در تلاش است تا کاری جدید و خلاقانه انجام دهد.
این پروژه نیاز به همکاری همه افراد دارد تا به یک نتیجه کاری موفق برسیم.
من برای تعطیلات برنامهریزی کردهام تا از کارها و مشغلههای روزانه کمی دور شوم و کاری مفرح انجام دهم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: معلوم، کنشگر، کنشی، ساعی، شدید، جدی، قوی، عنیف، مفید، قابل اجرا، تاثیر پذیر، دارای انرژی، پرتکاپو، کارمایهای، زردچوبه هندی، بازیگری، کفیل، فعالیت، ایفای نمایش، جدیت، لاغری، ضعف جنسی، عجز، نا توانی، سستی کمر، عنن، کار
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر