شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kāmravā]
kamerwa  |

کامروا

معنی: کامروا. [ رَ ] (ص مرکب ) کسی که هرچه بخواهد برایش مهیا شود. (فرهنگ نظام ). مقابل کام کش . (از آنندراج ). برخورنده و متمتع. (ناظم الاطباء). کامیاب . کامران . نیکبخت . پیروز :
خجسته بادت و فرخنده و مبارک باد
نواز و خلعت و تشریف شاه کامروا.
؟
خدایگان جهان شادکام و کامروا
کمینه چاکر بر درگهش دو صدهوشنگ .
فرخی .
دل من چون رعیتی است مطیع
عشق چون پادشاه کامرواست .
فرخی .
بدولت و سپه و ملک خویش کامروا
ز نعمت و ز تن و جان خویش برخوردار.
فرخی .
جاودان شاد زیاد آن ملک کامروا
لشکرش بیعدد و مملکتش بی انداز.
فرخی .
همیشه این خاندان بزرگ پاینده باد و اولیاش منصور و اعداش مقهور سلطان معظم فرخ زاد فرزند این پادشاه بزرگ کامروا و کامکار و برخوردار از ملک و جوانی ... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 109).
شاه مسعود براهیم که در ملک جهان
خسرو نافذحکم و ملک کامرواست .
مسعودسعد.
- کامروا بودن ؛ بر مراد و آرزو کامیاب بودن . پیروز و موفق بسر بردن . در عیش و عشرت زیستن :
از آن پس دژ و گنج ومردم تراست
برین نامور بوم کامت رواست .
فردوسی .
دلشاد زی و کامروا باش و ظفریاب
بر کام و هوای دل و بر دشمن غدار.
فرخی .
کامروا باد و نرم گشته مر او را
چرخ ستمکاره و زمانه ٔ وارون .
فرخی .
دلشاد زی و کامروا باش و طرب کن
با طرفه نگاری چو گل تازه بگلزار.
فرخی .
پاینده باد و کامروا باد و شاد باد
آن شادیی که میل ندارد بهیچ غم .
فرخی .
دل آنجا گراید که کامش رواست
خوش آنجاست گیتی ، که دل را هواست .
اسدی .
بزرجمهر بامداد بخدمت خسرو شتافتی و او را گفتی : «سحرخیز باش تا کامروا باشی ». (مرزبان نامه ).
در روزگار کامروا باد و شادخوار
شاه ملوک ، صدر سلاطین روزگار.
مختاری .
... ادامه
532 | 0
مترادف: بختيار، شادكام، كامجو، كامران، كامكار، كامياب، موفق
متضاد: ناكام، نامراد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [مجاز]
مختصات: (رَ) (ص مر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: kAmravA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 268
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
kamerwa
ترکی
kamerva
فرانسوی
kamerwa
آلمانی
kamerwa
اسپانیایی
cámara
ایتالیایی
kamerwa
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کامروا" به معنی موفق و پیروز است و از نظر نگارشی و دستوری در زبان فارسی قواعد خاصی ندارد. اما در استفاده از آن، چند نکته کاربردی وجود دارد:

  1. جنس کلمه: "کامروا" اسم صفت است و به معنای کسی که در کاری موفق است، به کار می‌رود.

  2. نحوه‌ی استفاده: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت در جملات مختلف آورده شود. به عنوان مثال:

    • او در امتحان کامروا شد.
    • همه آرزو دارند که در زندگی کامروا باشند.
  3. نحوه‌ی نوشتن: این کلمه همیشه با "ک" کوچک و به صورت "کامروا" نوشته می‌شود، مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.

  4. فعل متناسب: همیشه بهتر است از افعالی استفاده شود که با مفهوم کامروا بودن همخوانی داشته باشند، مانند "شدن"، "بودن"، و غیره.

  5. موارد ضد و نقیض: در متونی که در مورد شکست یا ناکامی بحث می‌شود، می‌توانید از واژه‌های مختلفی مانند "نامراد"، "شکست‌خورده" یا "ناکام" برای تقابل با "کامروا" استفاده کنید.

امیدوارم این نکات برای شما مفید باشد! اگر سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او در آزمون نهایی موفق شد و کامروا به خانه برگشت.
  2. پس از ماه‌ها تمرین، بالاخره در مسابقه دو پیاده‌روی کامروا گردید.
  3. همه دوستانش را به جشن تولدش دعوت کرد تا کامروا بودنش را با آنها جشن بگیرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری