شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[ketf]
shoulder  |

کتف

معنی: کتف . [ ک َ ] (ع مص ) آهستگی و نرمی کردن در کار. || زخم کردن زین شانه ٔ ستور را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || بلند گردیدن فروع شانه ٔ خیل . (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بلند گردیدن فروع شانه ٔ اسب در رفتن . (ناظم الاطباء). || آهسته و نرم رفتن . (از منتهی الارب ). نرم رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). || دو کرانه ٔ پالان را بر یکدیگر و دو دست را سپسایکی بستن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) . || بر کتف زدن . (منتهی الارب ). بر شانه زدن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آهسته رفتن یا شانه جنبان رفتن . || ناپسند داشتن کاری را. || به کتف پیوند دادن آوند را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جهجهان رفتن . (منتهی الارب ). به شتاب و جهجهان رفتن . (از ناظم الاطباء) .
... ادامه
635 | 0
مترادف: دوش، شانه، كت، كول، منكب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: اکتاف] ‹کفت، کت› (زیست‌شناسی)
مختصات: (کِ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 500
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
shoulder | scapula , scapular , the shoulder
عربی
كتف | عاتق , هامش الطريق , حافة الطريق , جانب الخط الحديدي , ممر جانبي , كتف لبجبل , تقع على عاتقه , ساعد , تحمل عبء , دفع بكتفه , واجه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کتف" در زبان فارسی به معنای بخش بالای بدن بین گردن و شانه است و به طور خاص به استخوان‌های این ناحیه اشاره دارد. در زیر به برخی قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحو و صرف:

    • "کتف" یک اسم نر است و به صورت مفرد و جمع به کار می‌رود.
    • جمع "کتف" به صورت "کتف‌ها" و "کتف‌های" (با حرف اضافه) می‌باشد.
  2. طریقه استفاده:

    • در جملات، می‌توان به صورت‌های مختلف از این کلمه استفاده کرد:
      • "کتف من درد می‌کند."
      • "کتف‌های او بسیار قوی هستند."
  3. قواعد نگارشی:

    • در نوشتار، کلمه "کتف" با حروف کوچک نوشته می‌شود مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.
    • اگر نیاز به ارتباط این کلمه با سایر کلمات باشد، می‌توان از حروف اضافه مناسب استفاده کرد:
      • "کتف از گردن شروع می‌شود."
  4. نکات معنایی:

    • "کتف" می‌تواند در اصطلاحات مختلف به کار رود، مثلاً در زمان تشریح آناتومی بدن یا در توصیف وضعیت‌های پزشکی.
  5. ارتباطات عاطفی و توصیفی:
    • ممکن است در داستان‌ها یا نوشتارهای ادبی به توصیف احساسات یا حالات افراد از طریق کتف اشاره شود.

با رعایت این نکات، می‌توان از کلمه "کتف" به درستی و به شیوه‌ای صحیح در متون فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در تمرینات ورزشی، تقویت عضلات کتف می‌تواند به بهبود وضعیت بدن کمک کند.
  2. او به دلیل آسیب دیدگی در کتف، مجبور شد مدتی از تمرینات خود کنار بماند.
  3. در فرهنگ ما، کتف گوسفند یکی از اجزای محبوب برای تهیه خوراک‌های سنتی محسوب می‌شود.

واژگان مرتبط: هر چیزی شبیه شانه، جناح، سفت، استخوان کتف، کمربند شانه ای، استخوان سرشانه، عظم کتف، کتفی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری