جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کشت زار. [ ک ِ ] (اِ مرکب ) زراعتگاه . زمین زراعت شده . مزرعه .پالیز. مَحقَلَه . (یادداشت مؤلف ). کشتمند. زمین زراعت شده و غالباً مراد زمینی است باکشت : و گر اسب در کشت زاری شود کسی نیز بر میوه داری شود. فردوسی . بیامد خداوند آن کشت زار به پیش نگهبان بنالید زار. فردوسی . بیاراست بر هر سویی کشت زار زمین برومند و هم میوه دار. فردوسی . لگام از سر اسب برداشت خوار رها کرد بر خوید و بر کشت زار . فردوسی . جهان کشتزاریست با رنگ و بوی درو مرگ و عمر آب و ماکشت اوی . اسدی . کمان شد یکی برزگر تخم کار وزان تخم پیکان و دل کشتزار. اسدی . نبارد مگر ابر تأویل قطر بر اشجار و بر کشتزار علی . ناصرخسرو. کشتزار ایزدست این خلق و این تردست مرگ داس این کشت ای برادر همچنین باشد سزا. ناصرخسرو. پس هر دو برخاسته به صحرا شدند چون بکشت زار رسیدند... (قصص الانبیاء). آب از کشت زار بیرون می آمد و راه می گرفت . (نوروزنامه ٔ منسوب به خیام ). تا به استسقای ابررحمت آمد بر درت کشت زارعمر فانی را به باران تازه کرد. خاقانی . فتح سعادت از سر عزلت برآیدت کو کشت زار عمر ترا فتح باب شد. خاقانی . هردم ز برق خندش چون کرد بوسه باران بر کشت زار عمرم باران تازه بینی . خاقانی . هیچ یک خوشه ٔ وفا امروز در همه کشتزار آدم نیست . خاقانی . این جهان کشت زار آخرت است . (از سندبادنامه ص 341). در حوالی و حواشی آن صحرا کشتزاری دیدم چون رخسار دلبران زیبا. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). اگر اسبی چرد در کشتزاری و گر غصبی رود بر میوه داری . نظامی . سمندش کشت زار سبز را خورد غلامش غوره ٔ دهقان تبه کرد. نظامی . مپندار جان پدر کاین حمار کند دفع چشم بد از کشتزار. سعدی (بوستان ). کنون دفع چشم بد از کشتزار چگونه کند آن توقع مدار. سعدی . نمی کنم گله ای لیک ابر رحمت دوست به کشت زار جگرتشنگان نداد نمی . حافظ. - کشت زار دیو ؛ کنایه از روزگار و دنیا است که عالم سفلی باشد. (برهان ). || زراعت نورسیده و سرسبز. زراعتی که تازه سبز شده باشد. (ناظم الاطباء) : بعد از آنکه هر زرعی و کشتزاری سه قطعه زمین فراگیرند. (تاریخ قم ). || زراعت پخته و رسیده . (ناظم الاطباء). حصیده . (یادداشت مؤلف ). || مطلق زراعت .(ناظم الاطباء). field, farm, grain field, cultivation مجال، حقل، ميدان، ملعب، ساحة، صعيد، نطاق، ساحة المعركة، حقل بترول، باب، غيط حقل، ميداني، حقلي، مرن میدان، مزرعه، رشته، زمین، عرصه، کشتزار، زمین مزروعی، پرورشگاه حیوانات اهلی، فرم، گندم زار
مجال|حقل , ميدان , ملعب , ساحة , صعيد , نطاق , ساحة المعركة , حقل بترول , باب , غيط حقل , ميداني , حقلي , مرن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کشتزار" به معنای زمینهایی است که در آنها کشت و کار انجام میشود. در نوشتار فارسی، این کلمه به شکل زیر نگارش میشود:
فاصله: کلمه "کشتزار" یک واژه مرکب است که از دو بخش "کشت" و "زار" تشکیل شده است. این دو بخش با یک علامت "خط تیره" (سێن) به هم متصل شده و به صورت "کشتزار" نوشته میشود.
تکیهگذاری: کلمه "کشتزار" به گونهای نوشته میشود که شامل تکیهگذاری خاصی نیست، اما میتوان برای درک بهتر معانی به جملات مرتبط با آن مراجعه کرد.
نکتههای نگارشی:
باید دقت شود که در متون رسمی و دانشگاهی، استفاده از کلمه در موقعیتهای صحیح و بهجا باشد.
توجه به نوع متنی که کلمه در آن استفاده میشود نیز بسیار حائز اهمیت است.
ترکیبها: "کشتزار" میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود. به عنوان مثال:
"کشتزارهای سوزنی" (کشتزارهایی که از محصولاتی با الگوی سوزنی استفاده میشود)
"کشتزار آبی" (کشتزاری که نیاز به آب دارد)
مهم است که هنگام استفاده از کلمات مرکب، به قواعد نگارشی و زبانشناسی توجه شود تا ارتباط معنایی به درستی برقرار شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کشت زارهای اطراف روستا در فصل بهار زیبایی بینظیری به منطقه میبخشند.
کشاورزان با تلاش و زحمت زیادی، کشت زارهای خود را آبیاری و نگهداری میکنند.
تنوع محصولات در کشت زار این منطقه باعث رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال شده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر