جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کف . [ ک َ ] (اِ) سیاهی بود که مشاطگان بر ابروی زنان کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 248). چیزی باشد که مشاطگان بر ابروی عروس مالند. (برهان ). سیاهی که مشاطگان بر ابروی زنان مالند. (فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ اوبهی ). کحل . (از حاشیه ٔ المعرب جوالیقی ص 263) : کف بنشاند و غازه کند و وسمه کشد آبگینه زند آنجا که درشتی خار است . مجیر غیاثی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 248). همان اژدها کان ز کوه کشف برون آمد و کرد گیتی چو کف . اسدی (از فرهنگ رشیدی ). 1- بازداشتن، نگه داشتن
2- برگردانيدن
3- خودداري، نگهداري
4- اتقا طابق، أرضية، أرض، دور، الحد الأدنى، قعر، حق الكلام، مقاعد الأعضاء في البرلمان، أعضاء مجلس، صرع، هزم، طرح، بلط أرضية، حير، أربك
طابق|أرضية , أرض , دور , الحد الأدنى , قعر , حق الكلام , مقاعد الأعضاء في البرلمان , أعضاء مجلس , صرع , هزم , طرح , بلط أرضية , حير , أربك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کف" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است و بسته به زمینه میتواند به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه به چند نکته قواعدی و نگارشی درباره این کلمه اشاره میکنم:
معانی مختلف:
"کف" میتواند به معنای سطح بالایی مایعات، مانند کف دریا یا کف صابون باشد.
همچنین ممکن است به معنای سطحی که از زیر به بالا میآید، مانند کف اتاق یا کف یک ظرف در نظر گرفته شود.
جمعسازی:
در زبان فارسی، جمع "کف" به صورت "کفها" یا "کفهای" بیان میشود. به عنوان مثال: "کفهای دریا".
نقش واژه:
"کف" میتواند به عنوان اسم، به کار رود و به تنهایی یا به همراه صفات و قیدها استفاده شود. به عنوان مثال: "کف سفید" یا "کف نرم".
قید و صفت:
میتوان از "کف" به عنوان قید نیز استفاده کرد. مثلاً در عباراتی مانند "کفزن" که به معنای شخصی است که کف حوض یا دریا را به هم میزند.
جملات و ترکیبات:
در جملات، "کف" باید در جایگاه مناسب قرار گیرد و ممکن است به ترکیبات مختلف اضافه شود. مانند "کف دریا سرخ شده است" یا "کف اتاق را تمیز کردم".
فعل هممعنی:
در بعضی از موارد، با کلمات هممعنی چون "فرو ریختن" یا "پیش آمدن" به کار میرود.
نوشتار و املاء:
از نظر نگارشی، باید به دقت نوشته شود و از اشتباهات املایی پرهیز شود.
به طور کلی، "کف" یک کلمه قابل انعطاف با معانی و کاربردهای متنوع است که در زبان فارسی به کار میرود و توجه به زمینه و نوع جمله میتواند به درک بهتر آن کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
بچهها با خوشحالی در کف اتاق بازی میکنند و صداهای خنده آنها همه جا را پر کرده است.
هنگام بارش باران، آب جمع شده بر روی کف خیابانها، نور چراغها را به زیبایی منعکس میکند.
وقتی به خانه دوستش رفت، متوجه شد که کف آشپزخانه براق و تمیز است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر