شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[komo(u)n]
dormancy  |

کمون

معنی: کمون . [ ک ُ ] (ع اِمص ) پوشیدگی و پنهانی . (ناظم الاطباء). پوشیدگی . خفاء. نهفتگی . مقابل بروز و ظهور. (فرهنگ فارسی معین ) : استحالت نبیند بلکه کمون بیند. (دانشنامه ، طبیعی ص 41، از فرهنگ فارسی معین ).
در فره دادن شنوده در کمون
حکمت لولا رجال مؤمنون .
(مثنوی چ رمضانی ص 211).
حق ندارد خاصگان را در کمون
از می ابرار جز در یشربون .
(مثنوی چ رمضانی ص 410).
|| (اصطلاح فلسفه ) اصحاب کمون گویند: کمون عبارت از ظهور کامن است و مراد آنان از این جمله این است که همه ٔ اشیاء به حال کمون موجود می باشند و حوادث عالم غیر از ظهورآنچه بوده و کامن است چیزی نیست و محال است که شی ٔ از لاشی ٔ بوجود آید، زیرا که لاشی ٔ معدوم محض است و منشاء و موضوع شی ٔ موجود نمی تواند باشد. پس کون و تکون عبارت است از ظهور از کمون و خفا. و بو و طعم و رنگ و غیره از خواص مزاج و ترکیب نیست بلکه کامن در عناصر است . (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی تألیف سیدجعفر سجادی ). || استتار چیزی از حس ، چون خامه در شیر و روغن در کنجد پیش از ظهور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اصطلاح پزشکی ) نهفتگی . دوره ای که عوامل بیماری زا (میکروبها) در بدن بیماربدون علائم ظاهری پیشروی کنند و سپس علائم ظاهری آن بیماری آشکار می گردد. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به نهفتگی شود.
... ادامه
870 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [فرانسوی: commune] (جامعه‌شناسی)
مختصات: (کَ مُّ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: komon
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 116
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
dormancy | commune
ترکی
komün
فرانسوی
commune
آلمانی
kommune
اسپانیایی
comuna
ایتالیایی
comune
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کمون" (که به شکل‌های دیگر مانند "کامین" نیز دیده می‌شود) به معنی نوعی اسلحه است و در زبان فارسی به‌خصوص در متون ادبی و تاریخی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای نگارش این کلمه و استفاده از آن در جملات، قواعد زیر را در نظر بگیرید:

  1. نوشتار صحیح: کلمه باید به شکل درست و با املاء صحیح نوشته شود. نوشتن آن به شکل "کمون" صحیح است.

  2. جایگاه کلمه در جمله: همانند دیگر اسم‌ها، "کمون" می‌تواند در جایگاه‌های مختلف جمله (موضوع، مفعول، و ...) قرار بگیرد.

    • مثال:
      • "کمون در دست شکارچی بود."
      • "شکارچی با کمون خود نشانه‌گیری کرد."
  3. پیوند کلمه با واژه‌های دیگر: هنگام ترکیب "کمون" با واژه‌های دیگر، حتماً توجه داشته باشید که معنی جمله حفظ شود و ترکیب‌های صحیح و متعارف ایجاد کنید.

    • مثال:
      • "کمون و تیر"
      • "استفاده از کمون در شکار"
  4. توجه به معانی و مفاهیم: در نوشتن متون، دقت کنید که مفهوم و محتوای کلمه "کمون" در بافت مربوطه به‌طور صحیح و قابل فهم برای خواننده ارائه شود.

  5. استفاده درست در شعر و نثر: در اشعار و نثرهای ادبی، توجه داشته باشید که "کمون" می‌تواند به عنوان نمادی از قدرت و دسترسی به ابزارهایی برای دستیابی به هدف‌ها به‌کار رود.

به طور کلی استفاده درست و به‌جا از کلمه‌های فارسی و رعایت قواعد نگارشی در نوشتار کمک می‌کند تا متن‌ها معنادار و خواندنی‌تر باشند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در شب‌های تاریک، کمون‌های شفاف ستاره‌ها آسمان را زیباتر کرده‌اند.
  2. کمون‌های رنگارنگ در بازار محلی، توجه همه را جلب کرده است.
  3. او تصمیم گرفت برای تفریح به کمون کوه‌پیمایی برود و از طبیعت لذت ببرد.

واژگان مرتبط: رکود، نهفتگی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری