جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کندی . [ ک ُ ] (حامص ) کند بودن . آهستگی . بطء. مقابل تندی و سرعت . (فرهنگ فارسی معین ). مقابل تندی . درنگ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ورا کندرو خواندندی به نام به کندی زدی پیش بیداد گام . فردوسی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سخنها شنیدی تو پاسخ گزار که کندی نه خوب آید از شهریار. فردوسی . ز من بر دل آزار و تندی مدار به کین خواستن هیچ کندی مدار. فردوسی . بگفت آزادگانش را به تندی که از جنگ آوران زشت است کندی . (ویس و رامین ). || کلالت . کلول (در شمشیر و جز آن ). مقابل تیزی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نابرائی . (فرهنگ فارسی معین ) : آن شمشیر دولتی که کندی و ایستادگی نمی داند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313). - کندی دندان ؛ حالتی که در دندانها پدید آید از خوردن چیزی ترش . (ناظم الاطباء). || خدارت و سستی . (ناظم الاطباء). ضعف . ناتوانی : پس از پنجه نباشد تندرستی بصر کندی پذیرد پای سستی . نظامی . - کندی بصر ؛ کم شدن بینایی چشم . ضعف بینائی . - کندی بینایی ؛ متش . (منتهی الارب ). تاریکی چشم . (ناظم الاطباء). || نرمی . خلاف خشونت . ضد تندی : ز مهردل شود تیزیش کندی نیارد کرد با معشوق تندی . (ویس و رامین ). || بلادت . کندفهمی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).حماقت . (ناظم الاطباء). 1- آهستگي، بطو، تاني، فترت
2- دليري، شجاعت تند، تيزي dullness, lag, backing, hebetude, the slowness بلادة، ضجر، بلاهة yavaşlık la lenteur die langsamkeit la lentitud la lentezza تاخیر، عقب ماندگی، پس افت، لنگی، واماندگی، پشتیبانی، پشتی، طرفداری، ستایش، تصدیق در پشت یا ظهر ورقه، حماقت، کند، کندن
کلمه «کندی» در زبان فارسی چندین معنی و کاربرد دارد، و قواعد نگارشی آن به وابستگیها و معنای مدنظر بستگی دارد. در زیر به بررسی برخی از کاربردها و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه میپردازیم:
معنی و کاربرد:
کلمه «کندی» میتواند به معنی «کُند بودن» یا «کم تحرک» باشد.
همچنین به عنوان اسم، به مفهوم «تأخیر» یا «تاخیر» در برخی از متون به کار میرود.
قواعد نگارشی:
نقطهگذاری: در جملات، باید به جایگاه کلمه و جملهبندی دقت کرد. مثلاً: «او به خاطر کندی حرکت اتوبوس، دیر به جلسه رسید.»
استفاده در جمله: از این کلمه میتوان در جملات توصیفی و تحلیلی استفاده کرد. مثلاً: «کندی پیشرفت پروژه نگرانکننده است.»
تناسب با سایر کلمات: هنگام استفاده از «کندی»، باید توجه داشت که با سایر کلمات جمله تناسب و هماهنگی داشته باشد.
صرف و نحو:
«کندی» به عنوان اسم میتواند مفرد یا جمع باشد. مثلاً: «این کندی در کارها قابل قبول نیست.» (مفرد) و «این کندیها باعث مشکلات زیادی شدهاند.» (جمع)
نکات معنایی:
توجه به بار معنایی کلمه در متون رسمی و غیررسمی مهم است. در متون علمی یا ادبی ممکن است معانی علمی یا خاصی از این کلمه مدنظر باشد.
با رعایت این نکات میتوان کلمه «کندی» را به درستی در متون فارسی به کار برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
به خاطر کندی اینترنت، نمیتوانستم ویدیوهای آموزشی را بهسرعت تماشا کنم.
کندی حرکت ماشین در ترافیک باعث شد تا دیرتر به مقصد برسیم.
بسیاری از دانشآموزان به دلیل کندی روند یادگیری، نیاز به روشهای جدیدی دارند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: تاخیر، عقب ماندگی، پس افت، لنگی، واماندگی، پشتیبانی، پشتی، طرفداری، ستایش، تصدیق در پشت یا ظهر ورقه، حماقت، کند، کندن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر