جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گال . (اِ) قسمی ارزن . گاورس . (برهان ). به هندی کنگی . (آنندراج ) : من و غلام و کنیزک بدان شده قانع که هر سه روز همی یافتیم یک من گال . مسعودسعد. در آرزوی آنم کز ملک و ضیعتی آرد بریع برزگرم ده قفیز گال . مسعودسعد. مائیم و این چمن تو رو ای مرغ دانه چین طاوس و جنت و گنجشک و کشت و گال . امیرخسرو دهلوی . بر کرد هر دقیقه ای این شعر تر ملک لرزان نگر چو بچه ٔ گنجشک بهر گال . امیرخسرو دهلوی (از آنندراج ). || سرگین که در زیر دنبه ٔ گوسفند از پشم آویخته و خشک شده باشد. (از برهان ) (رشیدی ). || نوعی از عنکبوت که به عربی رتیلا خوانند. (برهان ) (غیاث ). غنده . (آنندراج ). || خروس . (برهان ). || نوعی از گل . (غیاث ). || غوزه و غلاف پنبه . (برهان ). غوزه ٔ پنبه که سبز و ناشکفته باشد. (آنندراج ). || شغال و آن جانوری باشدمانند روباه لیکن از روباه کوچکتر است . (برهان ). مخفف شگال . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : شد عدو غره به حلم تو و لیکن نشود پنجه ٔ شیر فلک شست ز سرپنجه ٔ گال . (رشیدی ، از برهان قاطع چ معین ). || فریاد و آواز. (برهان ). فریاد بلند. رجوع به گالیدن شود. || (فعل امر) امر از گالیدن بمعنی دور شدن ، گریختن و کناره گرفتن . رجوع به گالیدن شود. || چوب کوتاه تر الک دولک . || این کلمه در ترکیب جزءمؤخر کلمات آید: گوگال ، پوست گال . 1- غوزه
2- ارزن، گاورس
3- شغال
4- غلتيدن، غلت
5- دوري، كناره گيري
6- هزيمت
7- جرب، گر
8- بازي دادن، فريب
9- فرياد جرب مرض، الجرب safra fiel galle hiel fiele
کلمه "گال" در زبان فارسی به معنی واحد اندازهگیری برای مساحت معادل ۴۰۰۰ متر مربع است و همچنین به اشاره به یک نوع بنای تاریخی در فرهنگ ایرانی نیز استفاده میشود. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، موارد زیر میتواند مفید باشد:
استفاده صحیح: کلمه "گال" به عنوان یک اسم خاص و مستعار باید در نوشتار به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود.
نحوه استفاده: هنگام استفاده از "گال"، دقت کنید که به مفهوم آن توجه داشته باشید. مثلاً در جملات علمی یا ادبی، مفهوم دقیق آن را بیان کنید.
قواعد نگارشی: اگر "گال" در وسط یا انتهای جمله قرار گیرد، میتواند با کلمات دیگر ترکیب شود. همچنین اگر به عنوان یک واحد اندازهگیری استفاده میشود، میتوانید از علامت اختصاری "g" (برای گال) استفاده کنید.
نقطهگذاری: بعد از کلمه "گال"، بسته به موقعیت آن در جمله، ممکن است نیاز به ویرگول، نقطه یا سایر علائم نگارشی باشد.
مثالهای نگارشی:
زمین زراعی به مساحت ۵ گال مورد بررسی قرار گرفت.
این بنا به سبک گالها طراحی شده است.
همیشه در نگارش به قواعد زبان فارسی و نگارش صحیح توجه داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جنگل گالهای زیبا با گلهای رنگارنگ در فصل بهار شکوفا میشوند.
او یک گال بزرگ از کتابهای قدیمی جمعآوری کرده و هر روز به مطالعه آنها میپردازد.
در مراسم عروسی، گال چراغانی شده با نورهای زیبا توجه همه را به خود جلب کرده بود.