شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[gāl]

گال

معنی: گال . (اِخ ) یکی از مشاهیر حکمای طبیعی است . بنای علم موسوم به «مبحث القحف » را وی گذارد و بسال 1758 م . در قصبه ٔ تیغ نرون از گراندکی باره به دنیا آمده و در سنه ٔ 1828 م . در مونترور واقع در نزدیکی پاریس درگذشته است . وی بسال 1785 م . دیپلم دکتری در وین گرفته ، و در اثنای اشتغال به طبابت در اطراف این علم تازه مطالعات کافی و وافی نمود، افکار و اکتشافات فنی او معرض تعصبات جاهلانه گردید روی خوشی به وی نشان ندادند ناچار ترک وطن کرد و از شهر وین به پاریس منتقل گردید و در اینجا بیش از انتظار مظهر قبول عامه واقع گردید پس بسال 1819 تابعیت فرانسه را پذیرفت و مشغول تحقیق و تدریس علم تازه یعنی مبحث القحف گردید و بر تجارب فنی وقت زیادی صرف میکرد و تألیفاتی بوجود می آورد از جمله چند جلد کتاب دائر بر وظائف عمومی اعصاب مخصوصاً وظائف و احوال تشریحی دماغ نوشت ، و در آن زمان مباحثات عریض و طویلی درباره ٔ این فن جدید به میان آمد بر له و علیه آن قیل و قال زیادبر پا کردند، اما امروز حقیقت و صحت فن نامبرده عاری از شبهه و غیرقابل انکار میباشد. چنانکه جمعی بر اثر گال رفته و تحقیقات فنی را بحد کمال رسانده اند.
... ادامه
631 | 0
مترادف: 1- غوزه 2- ارزن، گاورس 3- شغال 4- غلتيدن، غلت 5- دوري، كناره گيري 6- هزيمت 7- جرب، گر 8- بازي دادن، فريب 9- فرياد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: gAl
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 51
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
ترکی
safra
فرانسوی
fiel
آلمانی
galle
اسپانیایی
hiel
ایتالیایی
fiele
عربی
جرب مرض | الجرب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گال" در زبان فارسی به معنی واحد اندازه‌گیری برای مساحت معادل ۴۰۰۰ متر مربع است و همچنین به اشاره به یک نوع بنای تاریخی در فرهنگ ایرانی نیز استفاده می‌شود. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، موارد زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. استفاده صحیح: کلمه "گال" به عنوان یک اسم خاص و مستعار باید در نوشتار به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود.

  2. نحوه استفاده: هنگام استفاده از "گال"، دقت کنید که به مفهوم آن توجه داشته باشید. مثلاً در جملات علمی یا ادبی، مفهوم دقیق آن را بیان کنید.

  3. قواعد نگارشی: اگر "گال" در وسط یا انتهای جمله قرار گیرد، می‌تواند با کلمات دیگر ترکیب شود. همچنین اگر به عنوان یک واحد اندازه‌گیری استفاده می‌شود، می‌توانید از علامت اختصاری "g" (برای گال) استفاده کنید.

  4. نقطه‌گذاری: بعد از کلمه "گال"، بسته به موقعیت آن در جمله، ممکن است نیاز به ویرگول، نقطه یا سایر علائم نگارشی باشد.

مثال‌های نگارشی:

  • زمین زراعی به مساحت ۵ گال مورد بررسی قرار گرفت.
  • این بنا به سبک گال‌ها طراحی شده است.

همیشه در نگارش به قواعد زبان فارسی و نگارش صحیح توجه داشته باشید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در جنگل گال‌های زیبا با گل‌های رنگارنگ در فصل بهار شکوفا می‌شوند.
  2. او یک گال بزرگ از کتاب‌های قدیمی جمع‌آوری کرده و هر روز به مطالعه آنها می‌پردازد.
  3. در مراسم عروسی، گال چراغانی شده با نورهای زیبا توجه همه را به خود جلب کرده بود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری