جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گراز. [ گ ُ ] (اِ) طپش و اضطراب که مردم را از حرارت بهم رسد و این حال بیشتر زنان را در وقت زائیدن واقع میشود. (برهان ). تبشی باشد سخت که در تن مردم افتد و بیشتر زنان را به وقت زادن . (صحاح الفرس ). هرچه بخوردی تو گوارنده باد گشته گوارش همه بر تو گراز. ابوشکور (از صحاح الفرس ). مرضی است . (فرهنگ خطی ). ظاهراً این کلمه کزاز است و عربی است . 1- خنزير، خوك
2- خرامش، لنجه pig, hog, pork, tusker, boar خنزير، لحم الخنزير، أكول، شرطي، شره، شخص شره، نهم، سبيكة، إمرأة مستهترة فاجرة، قذر، حيي كالخنازير، أكل بشراهة، تلد الخنذيرة، حقر açgözlü porc schwein cerdo maiale خوک، ادم حریص و کثیف، قالب ریختهگری، خنازیر، گوشت خوک، دارای دندان گراز، فیل عاج دار
کلمه "گراز" در زبان فارسی به معنای نوعی حیوان وحشی از خانواده خوکها است. برای نوشتن صحیح این کلمه و استفاده از آن در جملات، قواعد نگارشی زیر میتواند مفید باشد:
نوشتار صحیح: اطمینان حاصل کنید که کلمه "گراز" به درستی نوشته شده است. این کلمه با حرف "گ" آغاز میشود و باید به شکل صحیح نوشته شود.
استفاده در جملات:
میتوانید از "گراز" در جملات مختلف استفاده کنید. به عنوان مثال: «دیروز در جنگل گرازی دیدم.» یا «گرازها معمولاً در شب فعال هستند.»
جمعبندی: در صورت نیاز به جمع بستن کلمه، معمولاً در زبان فارسی برای کلمات مشابه، از پسوند "ها" استفاده میشود. برای مثال: "گرازها".
توجه به سیاق: هنگام استفاده از این کلمه، به سیاق متن توجه کنید و مطمئن شوید که کلمه در متن به درستی معنا میدهد.
نکات نگارشی:
اگر "گراز" در میانه جمله قرار گرفت، نیازی به بزرگنویسی ندارد.
اگر کلمه در ابتدای جمله قرار گیرد، حرف اول آن با حرف بزرگ نوشته میشود: «گراز در طبیعت یافت میشود.»
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "گراز" را به درستی در متنهای خود بهکار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جنگلهای سرسبز، گرازها به راحتی در جستجوی غذا حرکت میکنند.
یک گراز وحشی ناگهان از میان بوتهها بیرون پرید و همه را شوکه کرد.
بررسی رفتار گرازها میتواند به ما در درک بهتر اکوسیستمهای طبیعی کمک کند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خوک، ادم حریص و کثیف، قالب ریختهگری، خنازیر، گوشت خوک، دارای دندان گراز، فیل عاج دار